شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ - December 14 2019
کد خبر: 45647
تاریخ انتشار: 17 آبان 1397 10:12
روایتی از سه كودك که ناخواسته به دنیای زباله ها پرت شده اند؛

تجارت کثیف

چه می شود كه یک کودک از دنیای کودکانه اش فاصله بگیرد و پرت شود به دنیای زباله ها؟ آیا پاسخش «فقر» است؟ قانون، صاحبنظران ونهادهاي مسوول چه می گویند؟ در اين گزارش به اين سوالات پاسخ خواهيم داد.

راه امروز - فرشته فريادرس: «نيمه آبانماه ۹۷ ساعت ۸ شب»؛ میدان توحید. نگاهش توجهم را جلب کرد. دست‌هایش را تا آرنج داخل سطل غول پیکر زباله فرو‌‌ مي برد و بطری‌های پلاستیکی و مقواهای چرک را بیرون می‌کشید و در گونی بزرگ و وصله‌پینه خورده‌ای که بر روی دوشش داشت، می ریخت. از این موارد سر راهم زیاد دیده بودم؛ اما نمی دانم چرا اين نگاه آنقدر نافذ بود که مرا یک چهار راه طولانی دنبال خودش کشاند. وقتی متوجه شد قصد دارم با او مصاحبه کنم، نپذیرفت و گام هایش را تندتر و محکم تر برداشت. وقتی عدم تمايلش را براي صحبت كردن پرسیدم؛ با نگاه سنگینی پاسخ داد: «که چه بشود؟» و به راهش سریع تر از قبل ادامه داد. آن لحظه اصلا به پاسخي كه داد و اينكه چقدر حق با او بود؛ فکر نکردم و فقط می خواستم در مورد او بیشتر بدانم. 
از من خیلی دور شد؛ مجبور شدم دنبالش بدوم. سر چهارراه بعدی به او رسیدم. ایستاده بود کنار دوستانش. متوجه حضورم نشد؛ مرا که دید جا خورد و رویش را از من بازگرداند. اصرار کردم؛ گويا راضي شده بود؛ گفت به یک شرط. بدون اینکه شرطش را بدانم، گفتم قبول. اما شرطش چه بود؟ او از من خواست كه از او فیلم یا عکسی نگیرم. خيلي به مذاقم خوش نیامد؛ چراكه چهره جذابش خوراک سوژه های تاب خبری بود. اما به ناچار شرطش را پذیرفتم. 
«ساعت 20:25 شب چهارراه نواب» حالا یک جمع ۴ نفره بودیم من، او و دو تن از دوستانش؛ هنوز هم خیلی مایل به صحبت کردن نبود. اسمش را پرسیدم؛ گفت: نجیب ا... و باز رویش را از من بازگرداند. اجازه دادم راحت باشد و با طمانینه شروع کردم به پرسیدن سوالاتم. نجیب ا...؛ اهل کجایی و این موقع شب اینجا چه می کنی؟. «از پایین شهر تهران می آیم. » کدام محله؟ «اشرف آباد.» از او خواستم بیشتر توضیح بدهد. او که اکنون دیگر آن نگاه سرد سنگین اول را نداشت؛ گفت: کارم همین است. «ساعت ۸ صبح من و ديگر بچه ها سوارماشینی می‌شویم تا صاحب كارمان ما را به این محله یعنی محل کارمان بیاورد؛ معمولا هم ساعت ۱۱ یا ۱۲ شب دنبالمان می‌آیند تا ما را با گونی‌‌های پر از آشغال به گاراژ تفكيك زباله برگردانند، بعضی شبها وقتی می رسیم خانه ساعت دو نیمه شب است.»
وانمود کردم که خیلی در مورد کارشان نمیدانم وپرسیدم دقیقا چه کاری انجام می دهید؟ جواب داد: «زباله گردی! بعضی وقتها هم کارمان تفکیک زباله  است یعنی تمیزکردن آشغال‌هاست!» چرا این کار؟ سخت نیست؟ نجیب ا... که حالا می شد ناراحتی را از نگاهش خواند، گفت: «بی پولی ما را به اینجا کشانده است.» از او درباره خانواده اش پرسیدم و اینکه آیا مدرسه می رود؟. خيلي تمايل نداشت، اطلاعاتي در مورد خانواده اش بدهد، اما از خلال صحبت هايش متوجه شدم از اتباع افغانستاني است و با عمویش رحمان در گاراژهای تفکیک زباله زندگی می کند و تنها تا کلاس پنجم درس خوانده است. 
اما در ميان آنها، پسربچه ای بود که تنها ۹ سال داشت؛ بسیار نحیف و لاغر. برخلاف نجیب ا...، مشتاق بود برای حرف زدن. لباسش نه مناسب کار بود و نه فصل سرد. دیدن این سه نفر آنهم آن موقع شب در ميانه فصل پاييز، سرما را برايمان دوچندان كرد. آنها كه ناخواسته به جای اینکه در دنیای کودکانه اشان سیر کنند، پرت شده بودند به دنیای زباله ها؛ شاید رها یا فراموش شده بودند. همه می بینيم، اما کاری نمی کنيم. گویا خانواده ها، مردم این شهر، متوليان امر و تمامي نهادهای مسوول، همگي دست به دست هم داده اند تا این کودکانی قربانی شوند. کودکانی که آشغال های کثیف و غيردوست داشتني شهر را حمل می کنند تا ما هم یادمان برود که مقصریم در درد و رنجي كه آنها مي كِشند و مي برند. هر روز می بینیمشان، اما برايمان عادي شده اند و بی تفاوت از کنارشان وخطراتی که آنها و جامعه را تهدید می کند، راحت عبور مي كنيم. 
زباله هايي كه كودكان را نه تنها صدها متر از خانه اشان بلکه کلیومترها هم از آرزوهایش دور می كند
بگذریم؛ وقتی از امین ۹ ساله می پرسم چرا تن به چنین کاری می دهد، می گوید: میخواهم کمک خرج خانواده ام باشم. او درآمد روزانه اش را  ۲۰ هزار تومان عنوان مي كند. پلاستیک را کیلویی ۳۰۰ تومان وظرف غذا را کیلویی هزار تومان از آنها خريداري مي كنند. به قولش خودش ماهانه ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان اگر روزی متوسط ۵۰ کیلو زباله جمع آوری کند، درآمد دارد. می گفت چاره ای ندارد جز تن دادن به شغلی که دوستش ندارد، اما به خاطر مادر وخواهرش رنج و سختی این کار را به جان خریده است. با اينكه 9 سال بيشتر نداشت، اما به خوبي مي دانست اگر تن به جمع آوري اين آشغال هاي كثيف ندهد؛ نمی تواند نان آوری خوبی برای مادرش باشد. کمی آنطرف تر؛ «رامین» مشغول سرک کشیدن در سطل زباله سرچهار راه بود. شیطنت خاصی در رفتارش مشهود بود؛ او از اینکه نتوانسته بود به مدرسه برود با افسوس سخن  می گفت؛ چراکه به گفته خودش باید ۸ صبح سرکارش حاضر شود و تا پاسی از شب به جستجوی این طلای کثیف وقت بگذراند؛ کاری که نه تنها  او را صدها متر از خانه اش بلکه کلیومترها هم از آرزوهایش دور می کرد. دیگر زمانی برایش باقی نمی ماند تا درس بخواند يا بخواهد به آرزوهايش بيانديشد.  آن سه نفر که گویی دیگر خیالشان از اینکه تصویری از آنها ثبت نخواهم کرد،  راحت شده بود؛ از وضعیت بغرنجي كه با آن دست به گريبانند، سخن گفتند. آنها که اول دوست نداشتند با من مصاحبه کنند؛ حالا چنان گرم صحبت شده بودند که گویی یادشان رفته بود، در جستجوی زباله اند. 
حتی نجیب ا... همان پسر سرسخت و با آن چشمان سبزرنگ زیبایش، شماره اش را برای من خواند تا اگر توانستم کاری برایش انجام دهم. اما در تمام آن مدت مدام همان جمله اولش در ذهنم تکرار می شد؛ «بگویم که چه بشود؟» شاید حق با او بود؛ آیا گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن مشکلات کودکان کار و زباله گرد هست؟ آیا دستی هست که آنها را یاری دهد؟ اینجا بود که ترغیب شدم گفت وگویم با این سه نفر را منتشر کنم؛ می دانم خیلی ها قبل از من نوشته اند و گفته اند اما من هم به سهم خودم مي خواهم به آنهايي كه مسوولند، حداقل يكبار ديگر تلنگري بزنم؛ بلكه افاقه كند.
این اما همه داستان زباله گردي یا همان طلای کثیف نيست. از این رو، ترجیح دادم موضوع را از زوایای دیگری نیز بررسی کنم و از تخلفاتی بگویم که روی کاغذ نمی آید. از پول های هنگفتی که پنهانی ردو بدل می شود تا تجارت کثیفی را شکل دهند که قربانیان آن کودکان هستند. كودكاني كه اگر به درستي هدايت نشوند وممكن است در آينده اي نه چندان دور، تبديل معضلات بزرگتري شوند كه كل جامعه را تهديد مي كند. البته اولین پرسشی که با دیدن این سه نفر در ذهنم نقش بست این بود كه چه می شود یک کودک از دنیای کودکانه اش فاصله بگیرد و پرت شود به دنیای زباله ها؟ آیا پاسخش «فقر» است؟ قانون، صاحبنظران ونهادهاي مسوول چه می گویند؟ 
تخلفاتی كه روي كاغذ نمي آيد
براساس قانون، کارکردن کودکان زیر 15 سال خلاف است و از آنجا ‌که زباله‌گردی و کار در کارگاه‌های تفکیک زباله جزء مشاغل سخت و زیان‌آور است و حتی به‌کارگیری افراد نوجوان 15 تا 18 سال در این مشاغل غیرقانونی است و با توجه به اینکه این کودکان با پیمانکاران طرف قرارداد شهرداری کار می‌کنند، مسئولان شهرداری بايد نظارت بيشتري بر اين شرکت‌ها داشته باشند. اما اين به تنهايي كافي نيست و شهرداري بايد فهرست شرکت‌های طرف قرارداد خود را در اختیار وزارت کار قرار دهد تا از طریق بازرسی ادارات کار نسبت به بازرسی از این کارگاه‌ها و شرکت‌ها اقدامات لازم صورت گیرد. از آنسو، ضروري است كه توسط مرکز سلامت و بهداشت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی به استناد ماده 85 قانون کار نسبت به مسائل بهداشتی و پیشگیری از بیماری‌های محیط کار و کارگاه‌های تفکیک زباله اقدام لازم به عمل آورند و کارگاه‌ها مکلف به رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی هستند.  
اما آنچه كه مشخص است اينكه بازیافت زباله و منابع سرشار اقتصادی ناشی از این طلای کثیف، سبب شده تا شاهد شکل گیری مافیای منفعت گرای کثیفی باشیم که نه فقط محیط زیست شهر را قربانی منافع مادی خود می کند، بلکه با بهره کشی و استثمار کودکان کار، اتباع بیگانه و آسیب دیدگان اجتماعی را به عنوان زباله گرد به خدمت می گیرد تا از جمع آوری و بازیافت زباله ها، کیسه منافع خود را پّر تر کند.  این شرایط زندگی وکار که ناشی از فقر شدید است، متاسفانه با رشوه خواری و باج گیری برخی افراد سودجو و منفعت طلب تشدید می شود.
در این باره پاي صحبت هاي الهام فخاری رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران نشستيم. او به ما مي گويد:  به کارگیری کودکان طبق پیمان‌نامه سازمان بین‌المللی کار در ایران ممنوع است اما کودکان در اموری مانند پسماند به صورت غیرقانونی فعالیت می‌کنند. به گفته فخاري، چیزی که در شهر دیده می‌شود با موضوعی که روی کاغذ می‌آید متفاوت است. قراردادها و پیمان‌ها مطابق قانون بسته می‌شود؛ اما پیمانکاران لیستی که ارائه می‌کنند تمامی کارگران آنها بزرگسال است وآنچه در سطح شهر مشاهده مي شود؛ چيزي غير از اين است. كودكاني كه حتي شبانه مشغول جمع آوري كيسه هاي سنگين زباله هستند. اما سندي كاغذي براي تاييد چنين تخلفاتي يافت نمي شود.  
رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران معتقد است كه باید از نظر نظارتی فعال‌تر و سنجیده‌تر عمل کنیم؛ چراكه کار خلاف قانون را روی کاغذ نمی‌آورند، باید رد پیمانکارانی که به صورت شفاهی و غیررسمی کودکان را به کار می‌گیرند زده شود و برخورد جدی با آنها صورت گیرد. بنابه اظهارات او، این کار با یک برنامه نظارتی مشخص امكان پذير است و آنچه مسلم است اينكه در حال حاضر به کارگیری کودکان توسط پیمانکاران استثمار است و وضعیت نامناسبی را ایجاد کرده است. 
به طورکلی مسئولیت کودکان کار با سازمان بهزیستی کشور است.اما مطابق آمارهایی که سازمان مدیریت پسماند ارائه می دهد کودکانی که به هر شکل در جمع آوری زباله دخیل هستند کارگر مستقیم شهرداری نیستند و نیروی کاری هستند که شرکت های خصوصی و یا گروهی که به استخدام پیمانکار شهرداری در می آید، غیررسمی از آن استفاده می کند. البته به گفته فخاري، شهرداری نمی تواند با این توجیه ها از خود سلب مسوولیت کند. چون به هر حال مسوولیت جمع آوری پسماند با شهرداری تهران است و وجود کودک کاری که زباله گردی مشغول است هم از پیامدهای اجتماعی همین جمع آوری پسماند است. 
مقصر كيست؟
در اين ميان اما، رییس انجمن مددکاران اجتماعی، بکارگیری ۱۲۰ هزار زباله‌گرد را خلاف مقاوله نامه ۱۸۲ سازمان بین‌المللی کار مي داند و به ما مي گويد: کشورهای امضاکننده اين مقاوله نامه کار از جمله ایران، متعهد شده‌اند مانع انجام مشاغل سخت و آسیب‌زا مانند زباله گردی از سوی کودکان شوند.  به گفته سیدحسن موسوی چلک، طبق ماده ۷۹ قانون کار، کار کودک با هر شکلی ممنوع است و طبق ماده ۸۰ همین قانون کودکان ۱۵ تا ۱۸ سال، کارگر نوجوان محسوب می‌شوند و طبق ماده ۸۱ تا ۸۵ همین قانون شرایطی برای کار کودک در نظر گرفته شده یعنی کاری که به ‌سلامت جسم و روح کودک آسیب نزند و نیم ساعت کمتر از کار معمول باشد.
از اين رو، او کار کودک به‌عنوان زباله گرد را به هیج وجه مجاز نمي داند، اما در عين حال بر اين باور است كه نمي توان کار را از کودک گرفت. چراكه اگر در اين زمينه فشار وارد شود، کودکان به کار زیرزمینی روی می‌آورند. او به اين موضوع هم اشاره مي كند كه این کودکان نیازمند کار و تامین معاش زندگی هستند، اما نظام تامین اجتماعی حاکم بر کشور فراگیر، قابل‌اعتماد و جامع نیست و به این کودکان در تامین معاش، بهداشت ودرمان کمکی نمی‌کند. همچنين بنابه اظهارات موسوی چلک، در نظام‌های شرکتی ما علاقه‌ای به بیمه کردن کارگر وجود ندارد و این درحالی است که بیشتر این کودکان اتباع خارجی هستند و چون قانونی نیستند، در عمل نمی‌توانند از حقوقشان دفاع و به ‌جایی شکایت کنند. اما طبق قانون این نظارت بر عهده وزارت کار و امور اجتماعی است؛ اما نظارتی بر آموزش، درمان، بهداشت و حقوق کار در کودکان کار انجام نمی‌شود. رییس انجمن مددکاران اجتماعی اما تاكيد مي كند كه شرایطی فراهم شود تا کودکان از يك كار ايمن برخوردار باشند و به ساير حقوق خود مانند آموزش، بهداشت، درمان، بیمه، امنیت، اوقات فراغت، سوادآموزی، فنی حرفه‌ای و… دسترسی داشته باشد.
اما موضوع مهم ديگر در جمع‌آوری پسماند وجود واسطه‌هایی است که پول‌های کلاني به جیب زده و اين تجارت كثيف را شكل داده اند. از اين رو، به نظر مي رسد، برخی افراد در زمینه ساماندهی پسماند مقاومت مي كنند؛ چراكه در اين زمينه بازار سياهي شكل گرفته تا اوضاع سروسامان نيابد. زيرا به درآمد وتجارت آنها ضربه وارد مي كند. اما مقصر چه كساني هستند؟ برخي نوك پيكان انتقاد را به سمت شهرداري و شركت هاي پيمانكاري كه طرف قرارداد با اين نهاد هستند، مي گيرند. اما برخي ديگر، واسطه ها و دلالان را مقصر اين آشفتگي شهري و به كارگيري كودكان به دليل كار ارزان، مي دانند. در مقابل اما برخی مدیران شهرداری تهران، مقصران رواج پديده زباله گردي را خود مردم
مي دانند كه در تفكيك زباله هايشان، شهرداري را ياري نمي دهند. در اين زمينه رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران، اما معتقد است، مساله کودکان و ساماندهی آنان یک مساله بین نهادی است که باید با همکاری سازمان ها و نهادهای مختلف از جمله شهرداری، بهزیستی و چند نهاد دیگر به آن رسیدگی شود. اما کمیته اجتماعی شورای شهر تهران آمادگی خود را برای همکاری و سیاست گذاری در این زمینه اعلام مي كند.  

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها