بحران کمبود، گرانی و بازار پنهان دارو

هر روز گزارشی تازه از کشف داروی قاچاق، احتکار یا افزایش قیمت قرصها منتشر میشود و پشت این خبرها، بیمارانی ایستادهاند که یا دارویشان را پیدا نمیکنند یا مجبورند بخشی از نسخه را حذف کنند یا حتی نسخهشان را بفروشند.
تازه از داروخانه بیرون آمده بود. چند روز طول کشیده بود تا داروهای اماسش را پیدا کند و نسخه را تحویل بگیرد. هنوز چند قدم بیشتر از داروخانه دور نشده بود که مردی جلو آمد و پرسید: «خانم… اگر لازم ندارید، داروهاتان را به من میفروشید؟». مرد دوباره پیشنهادش را تکرار کرد: «هر قیمتی خریدید، بیشتر میدهم»؛ نیلوفر داروهایش را نفروخت. اگر کسی حاضر شده داروی بیماری را همان لحظه و با قیمتی بالاتر بخرد، یعنی احتمالا روز بعد همین دارو در بازار سیاه چند برابر گرانتر فروخته خواهد. زنگ خطری که در بازار دارو چند سالی است به صدا درآمده و هر روز بحرانیتر میشود ولی هنوز هیچ چارهای برایش اندیشیده نشده است.
به گزارش فرارو، روایتهایی از این دست در کنار گزارشهای رسمی از نابسامانی بازار دارو، وضعیت را نشان میدهد. از کشف
در نگاه نخست، انگشت اتهام بیشتر به سمت محتکران میرود اما بررسی اتفاقاتی که این روزها در داروخانهها، میان بیماران و حتی در بازار غیررسمی رخ میدهد، نشان از این دارد که بحران دارو را نمیتوان با معرفی فقط یک متهم توضیح داد.
کمبود داروی اعصاب و روان
از بعد جنگ این جمله از هر زبان هر فردی که نسخههایش با داروهای روانپزشکی گره خورده، شنیده میشود: «داروهایم را هر داروخانهای ندارد». کیارش هم این جمله را گفت. دقیقا بعد خروج از چهارمین داروخانهای که جوابش کرد.
نسخه در دستش مچاله شده و میگوید از صبح چندین داروخانه را در نقاط مختلف شهر سر زده. از گاندی تا نیروی هوایی آمده بود. هر بار یا گفتهاند موجودی تمام شده یا وعده دادهاند هفته آینده دوباره مراجعه کند. او میگوید: «این روزها برای من خیلی شبیه روزهای اول جنگ شده. همان موقع که حتی فلوکسیتین هم پیدا نمیشد. حالا دوباره باید از این داروخانه به آن داروخانه بروم، شاید یکی هنوز چند ورق دارو داشته باشد.»
کمبود دارو برای بیماران اعصاب و روان فراتر از تاخیر در مصرف یک قرص است. پزشکان بارها هشدار دادهاند قطع ناگهانی برخی داروهای روانپزشکی میتواند روند درمان را مختل و حتی وضعیت بیمار را وخیمتر از قبل کند. با این حال، بسیاری از بیماران میگویند استرس پیدا کردن دارو، خودش به بخشی از بیماری تبدیل شده است؛ در ماههای اخیر، بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن مثل دیابت، سرطان، اماس و همچنین بیماریهای اعصاب و روان بارها از دشواری تهیه داروهای خود گفتهاند.
کمبود داروی بیماران خاص
اگر کمبود برخی داروها را بتوان به مشکلات تولید، واردات یا نوسان بازار نسبت داد، وضعیت بیماران خاص از بحران حادتری خبر میدهد. تعداد بیماران هموفیلی، تالاسمی و بسیاری از بیماریهای خاص در کشور مشخص است. میزان مصرف سالانه داروهای آنها نیز تا حد زیادی قابل برآورد است. با این حال، گزارش انجمنهای حمایتی و روایت بیماران نشان میدهد اختلال در تامین و توزیع برخی از این داروها همچنان ادامه دارد. چرا باید یک بیمار هموفیلی با کمبود دارو مواجه شود.
در ماههای اخیر، خانوادههای بیماران خاص بارها از مراجعه به چندین داروخانه یا مراکز توزیع برای تهیه یک قلم دارو خبر دادهاند. بعضی از آنها میگویند دارو وجود دارد اما به همه مراکز توزیع نمیشود و بعضی دیگر از سهمیهبندی یا تاخیر در تأمین گلهمندند.
این در حالی است که بخش مهمی از داروهای بیماران خاص، داروهایی نیستند که مصرفکننده آنها ناشناخته باشد. کارشناسان حوزه سلامت معتقدند در چنین شرایطی، اگر نظام تامین و توزیع با برنامهریزی دقیق اجرا شود، احتمال بروز کمبودهای مقطعی باید به حداقل برسد.
دارو از کدام مسیر خارج میشود؟
وقتی بیماری حاضر است جلوی داروخانه، داروی بیماری دیگر را با قیمتی بالاتر بخرد، این سوال پیش میآید که دارو از کدام نقطه وارد بازار غیررسمی میشود؟
![]()
در سالهای گذشته، فروش اینترنتی دارو یکی از موضوعاتی بود که بارها از سوی فعالان حوزه سلامت نقد شد. به اعتقاد آنان، تا پیش از تدوین ضوابط جدید، بخشی از فروش آنلاین دارو خارج از چارچوبهای مشخص انجام میشد و امکان رهگیری دقیق مسیر توزیع وجود نداشت.
از سوی دیگر، پروندههای قاچاق معکوس دارو نیز بارها خبرساز شدهاند. گزارشهایی از کشف داروهای یارانهای ایرانی در کشورهای همسایه منتشر شده. داروهایی که با ارز ترجیحی وارد یا تولید شده بودند اما به جای مصرف در داخل کشور، سر از بازارهای خارجی درآوردند.
همزمان گزارشهایی از کشف داروهای تقلبی نیز منتشر شده. داروهایی که با بستهبندی مشابه نمونه اصلی در بازار غیررسمی فروخته میشوند و سلامت بیماران را هم به خطر میاندازند.
با این حال، نمیشود همه مشکلات بازار دارو را به قاچاق یا احتکار نسبت داد. بخشی از بحران، به نحوه تأمین ارز، مشکلات تولید، افزایش هزینه مواد اولیه، تاخیر در پرداخت مطالبات و ضعف پوشش بیمهای بازمیگردد.
در میان مسئولان نیز درباره اولویتهای بازار دارو دیدگاههای متفاوتی مطرح میشود. مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو اخیرا اعلام کرده در مرحله نخست از میان حدود ۳ هزار و ۸۰۰ قلم دارو، قیمت ۳۷۰ قلم افزایش یافته.
او همچنین گفته میانگین افزایش قیمت دارو از ابتدای سال کمتر از ۳۰ درصد بوده و در مقایسه با نرخ تورم، عدد معقولی به شمار میرود. رئیس سازمان غذا و دارو تاکید کرده: «در دسترس بودن دارو برای ما اهمیت بیشتری نسبت به قیمت آن دارد. اگر قیمت دارو پایین نگه داشته شود اما در بازار موجود نباشد، شرایط به مراتب دشوارتر خواهد بود.»
در مقابل، هادی احمدی، عضو هیئتمدیره انجمن داروسازان ایران معتقد است مسئله اصلی، افزایش پرداخت از جیب مردم است. او با انتقاد از عملکرد بیمهها گفته قرار بود سهم پرداخت بیمار افزایش پیدا نکند اما حالا پرداخت از جیب مردم به بیش از ۶۰ درصد رسیده.
امیرحسین معینی زندی، عضو هیئتمدیره سندیکای مکملهای غذایی و کارشناس حوزه دارو نیز هشدار داده که حتی در شرایط فعلی، بسیاری از بیماران به دلیل گرانی دارو، بخشی از اقلام نسخه خود را تهیه نمیکنند یا مصرف دارو را کاهش میدهند.
او همچنین تاکید کرده که بخش قابل توجهی از داروهای وارداتی در دو سال اخیر دیگر ارز ترجیحی دریافت نمیکنند و حذف احتمالی ارز ترجیحی سایر داروها، بدون تقویت پوشش بیمهای، میتواند فشار بیشتری بر بیماران وارد کند.
همین اختلاف دیدگاهها نشان میدهد در بحران دارو، هر دو مسئله به هم گره خوردهاند و هر تصمیم در یکی از این حوزهها، بر دیگری هم اثر میگذارد؛ پس نه صرف موجود بودن دارو کافیست و نه صرف پایین بودن قیمت. بیمار باید هم دارو را پیدا کند و هم توان خریدش را داشته باشد.
در ماجرای نیلوفر هم همین اتفاق افتاد. مردی که چند متر آنطرفتر از داروخانه ایستاده بود و حاضر بود داروی بیماری دیگر را گرانتر بخرد. شاید او دلال بود، شاید هم نبود. شاید فقط بیمار بود و نتوانسته بود داروی مورد نیازش را پیدا کند؛ خلاصهای از وضعیت امروز بازار دارو، بازاری که بحرانش پیش از ورود بیمار به داروخانه آغاز میشود و گاهی بعد از خروج هم ادامه پیدا میکند.



