نبرد تولیدکنندگان با قاچاق
به گزارش راه امروز: صنعت تهویه مطبوع ایران در شرایطی وارد دهههای هفتم فعالیت خود شده که همچنان با یک پرسش اساسی مواجه است: متولی واقعی این صنعت کجاست؟ آنچه از اظهارات فعالان و تولیدکنندگان این حوزه برمیآید، مساله صرفا مشکلات یک صنعت خاص نیست؛ بلکه مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته در سیاستگذاری، واردات، استاندارد، انرژی، تأمین مواد اولیه، حمایت از تولید و حتی فضای رقابتی بازار است که طی سالهای گذشته بر این صنعت سایه انداخته است.
فرشته فریادرس در گزارشی در روزنامه تعادل نوشت: صنعت تهویه مطبوع ایران در شرایطی وارد دهههای هفتم فعالیت خود شده که همچنان با یک پرسش اساسی مواجه است: متولی واقعی این صنعت کجاست؟ آنچه از اظهارات فعالان و تولیدکنندگان این حوزه برمیآید، مساله صرفا مشکلات یک صنعت خاص نیست؛ بلکه مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته در سیاستگذاری، واردات، استاندارد، انرژی، تأمین مواد اولیه، حمایت از تولید و حتی فضای رقابتی بازار است که طی سالهای گذشته بر این صنعت سایه انداخته است. انجمن تولیدکنندگان سیستمهای تهویه مطبوع ایران معتقد است این صنعت با وجود قدمت حدود ۷۰ ساله و ظرفیتهای قابل توجه، هنوز از یک سیاستگذاری منسجم و ساختار مشخص نظارتی برخوردار نیست. یکی از مهمترین نشانههای آشفتگی بازار، فاصله میان ظرفیت تولید، واردات رسمی و حجم واقعی عرضه تجهیزات تهویه مطبوع است. بر اساس اظهارات اعضای این انجمن، تداخل این صنعت با حوزههای مختلف موجب شده مسوولیت سیاستگذاری و نظارت میان دستگاههای متعدد پراکنده باشد و در نتیجه، خلأهای جدی در زمینه استانداردسازی و تنظیم بازار شکل بگیرد.
براساس مجوزهای تولید و پروانههای صادرشده از سوی وزارت صمت، ظرفیت اسمی تولید کولر گازی در کشور حدود ۲ میلیون دستگاه در سال است. در حالی که نیاز بازار سالانه بین دو تا ۲.۵ میلیون دستگاه برآورد میشود. با این حال، تولید واقعی شرکتهای داخلی کمتر از ۲۰۰ هزار دستگاه در سال اعلام شده است. در سوی دیگر، آمارهای مورد اشاره انجمن از واردات حدود ۷۰۰ هزار دستگاه کولر گازی از مسیرهای رسمی حکایت دارد. همین فاصله میان تولید داخلی، واردات رسمی و حجم کالاهای موجود در بازار، این پرسش را ایجاد میکند که بخش باقیمانده نیاز بازار از چه مسیری تأمین میشود.
پاسخ فعالان صنعت روشن است: بخش قابل توجهی از بازار از مسیر قاچاق یا کانالهای غیررسمی تأمین میشود. البته مساله قاچاق تنها به از دست رفتن سهم تولیدکننده داخلی محدود نمیشود. ورود محصولاتی که از نظر کیفیت، مصرف انرژی و استانداردهای فنی قابل کنترل نیستند، میتواند هزینههای پنهان قابل توجهی به اقتصاد کشور تحمیل کند.
سه حلقه مفقوده در بازار
تهویه مطبوع از جمله صنایعی است که ارتباط مستقیمی با مساله انرژی دارد. بر اساس آمار مطرحشده از سوی اعضای انجمن در نشست با خبرنگاران، تجهیزات سرمایشی و گرمایشی حدود ۴۰ درصد مصرف برق کشور در ساعات پیک را به خود اختصاص میدهند. در چنین شرایطی، ورود تجهیزات کمبازده و پرمصرف به بازار، موضوعی فراتر از رقابت میان کالای ایرانی و خارجی است. هر دستگاه پرمصرف، در مقیاس میلیونها دستگاه، به معنای افزایش تقاضا برای برق و فشار بیشتر بر شبکه در دوره اوج مصرف خواهد بود. از همین منظر، استانداردسازی تجهیزات تهویه مطبوع را نمیتوان صرفا یک موضوع فنی یا صنفی دانست.
این مساله مستقیما با سیاست انرژی کشور ارتباط دارد. اگر حتی کاهش ۱۰ درصدی مصرف انرژی تجهیزات سرمایشی بتواند از فشار واردشده به شبکه برق بکاهد، آنگاه کنترل کیفیت و بهرهوری انرژی تجهیزات باید بخشی از سیاست کلان مدیریت مصرف کشور باشد؛ نه موضوعی که صرفا میان تولیدکننده و دستگاههای نظارتی دستبه دست شود.
فعالان این صنعت، سه حلقه «آزمایشگاههای مرجع، گمرکات تخصصی و اجرای دقیق استانداردهای انرژی» را از نقاط ضعف اصلی بازار میدانند. نبود آزمایشگاههای مرجع و مستقل به معنای آن است که ارزیابی کیفیت و میزان بهرهوری محصولات با چالش مواجه میشود. از سوی دیگر، نبود کنترل تخصصی در مبادی ورودی میتواند امکان ورود کالاهای فاقد کیفیت لازم را افزایش بدهد.
در این میان، استاندارد زمانی اثرگذار است که اجرای آن نیز جدی گرفته شود. داشتن استاندارد روی کاغذ، بدون سازوکار موثر برای کنترل و برخورد با تجهیزات فاقد استاندارد، نمیتواند بازار را اصلاح کند. بنابراین، ساماندهی صنعت تهویه مطبوع نیازمند یک زنجیره کامل نظارتی است؛ از نقطه ورود کالا تا مرحله عرضه و مصرف.
تولیدکننده داخلی زیر فشار مواد اولیه و واردات
مشکل دیگر، ساختار هزینه تولید است. طبق اظهارات نایبرییس انجمن به «تعادل» حدود ۷۲ تا ۷۳ درصد بهای تمامشده محصولات این صنعت را مواد اولیه تشکیل میدهد. این سهم بالا باعث میشود صنعت تهویه مطبوع نسبت به تغییرات نرخ ارز، تحریمها، محدودیتهای وارداتی و اختلال در زنجیره تأمین بسیار آسیبپذیر باشد.
در چنین شرایطی، تولیدکننده داخلی از یک سو با افزایش هزینه مواد اولیه مواجه است و از سوی دیگر باید با کالاهای ارزانقیمت وارداتی و بعضا قاچاق رقابت کند. نتیجه طبیعی چنین رقابتی میتواند کاهش حاشیه سود، کاهش ظرفیت تولید و در نهایت خروج برخی واحدهای تولیدی از بازار باشد. این در حالی است که اگر ظرفیت اسمی تولید کشور بتواند به ظرفیت واقعی نزدیک شود، بخش قابل توجهی از نیاز بازار میتواند از طریق تولید داخلی تأمین شود؛ موضوعی که علاوه بر کاهش وابستگی به واردات، ظرفیت اشتغال و صادرات صنعت را نیز تقویت خواهد کرد. البته حمایت از تولید داخلی نباید به معنای بستن بازار و حذف رقابت باشد. مساله اصلی، ایجاد یک زمین بازی برابر است.
تولیدکنندهای که استاندارد، مالیات، هزینههای رسمی تولید و الزامات قانونی را رعایت میکند، نباید با کالایی رقابت کند که بدون تحمل همان هزینهها وارد بازار شده است. از این منظر، مطالبه انجمن برای تشدید کنترل واردات را میتوان در چارچوب «تنظیم بازار» تحلیل کرد؛ تنظیمی که همزمان باید حقوق مصرفکننده، کیفیت کالا، بهرهوری انرژی و توان تولیدکنندگان داخلی را در نظر بگیرد.
نمایشگاه؛ یک اختلاف صنفی یا نشانهای از یک مشکل بزرگتر؟
اما بخش دیگری از انتقادات انجمن به موضوعی بازمیگردد که در نگاه نخست شاید ارتباط مستقیمی با مسائل تولید و انرژی نداشته باشد: برگزاری نمایشگاه تخصصی تهویه مطبوع. به گفته مهدی بوستانچی، رییس هیاتمدیره انجمن، فعالان این صنعت طی پنج سال گذشته برای دریافت مجوز برگزاری یک نمایشگاه تخصصی مستقل پیگیری کردهاند، اما این درخواست هنوز به نتیجه نرسیده است. انجمن معتقد است صنعت تهویه مطبوع در بسیاری از کشورهای جهان دارای نمایشگاههای تخصصی و مستقل است و برگزاری چنین رویدادی میتواند بستری برای معرفی فناوریهای جدید، توسعه بازار، ارتباط میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان و گسترش صادرات باشد. در ایران اما، به گفته بوستانچی، این درخواست با موانعی مواجه شده که بخش مهمی از آن به ساختار برگزاری نمایشگاه تأسیسات بازمیگردد.
«قاضی، خودش طرف دعواست»
بوستانچی در انتقاد از روند موجود، به این موضوع اشاره کرده که برگزارکننده فعلی نمایشگاه تأسیسات در فرآیند بررسی درخواست برگزاری نمایشگاه رقیب اظهارنظر میکند؛ وضعیتی که او آن را با تعبیر «قاضی، خودش طرف دعواست» مورد انتقاد قرار داده است. فارغ از درستی یا نادرستی این ادعا که نیازمند بررسی و پاسخ دستگاههای مسوول است، اصل موضوع یک پرسش مهم درباره فضای رقابتی نمایشگاههای تخصصی ایجاد میکند: آیا بازار نمایشگاهی نیز باید مانند سایر بازارها از قواعد رقابت آزاد پیروی کند یا خیر؟ نمایشگاه تخصصی تنها یک رویداد تبلیغاتی نیست. برای صنایع تخصصی، نمایشگاه میتواند بخشی از زنجیره بازاریابی، انتقال فناوری، جذب سرمایه، صادرات و شبکهسازی صنعتی باشد. از این منظر، اختلاف بر سر مجوز یک نمایشگاه را نمیتوان صرفا یک اختلاف میان یک انجمن و یک برگزارکننده تلقی کرد؛ بلکه موضوع به نحوه تنظیمگری دولت و چگونگی تضمین رقابت در بازار خدمات نمایشگاهی نیز مربوط میشود.
اعتراض کمسابقه تولیدکنندگان
یکی از قابل توجهترین بخشهای اظهارات انجمن، ادعای انصراف بیش از ۹۰ درصد اعضا از نمایشگاه تأسیسات است؛ آن هم در شرایطی که به گفته رییس هیاتمدیره انجمن، برخی از اعضا هزینه ثبتنام خود را نیز پرداخت کرده بودند. اگر این آمار بر اساس مستندات قابل راستیآزمایی تأیید شود، میتواند نشانهای از عمق نارضایتی بخشی از فعالان صنعت باشد. با این حال، حل این اختلاف نه با تحریم نمایشگاه و نه با نادیده گرفتن مطالبه انجمن ممکن خواهد بود. راهحل، ایجاد سازوکاری شفاف برای بررسی درخواستها، اعلام معیارهای صدور مجوز و جلوگیری از هرگونه تعارض منافع احتمالی است.
دولت؛ از مالک بازار تا تنظیمگر بازار
آنچه بیش از هر چیز در اظهارات فعالان صنعت تهویه مطبوع به چشم میآید، مطالبه برای ورود مستقیم دولت به تولید نیست؛ بلکه درخواست برای ایفای نقش دولت به عنوان «رگولاتور» است. دولت باید قواعد بازی را مشخص کند، استانداردها را اجرا کند، از ورود کالای بیکیفیت جلوگیری کند، فضای رقابتی ایجاد کند و در عین حال، به تولیدکنندهای که توان فنی و اقتصادی دارد امکان رقابت بدهد. در حوزه انرژی نیز سیاستگذار باید به جای تمرکز صرف بر مدیریت مصرف در زمان بحران، به سمت مدیریت مصرف از مبدأ حرکت کند؛ یعنی محصولی که وارد بازار میشود، از ابتدا از نظر بهرهوری انرژی مورد ارزیابی جدی قرار گیرد.
صنعت تهویه مطبوع ایران تنها یک بازار مصرفی نیست. وجود ظرفیت تولید، نیروی انسانی و دانش فنی، این صنعت را به یکی از حوزههای دارای قابلیت توسعه صادراتی تبدیل کرده است. اما صادرات زمانی امکانپذیر است که تولیدکننده ابتدا بتواند در بازار داخلی رقابت کند، به مواد اولیه دسترسی داشته باشد، از ثبات نسبی مقررات برخوردار باشد و با کالای قاچاق و بیکیفیت در یک زمین بازی نابرابر قرار نگیرد.
از همین رو، ساماندهی صنعت تهویه مطبوع باید از یک مطالبه صنفی فراتر رفته و به بخشی از سیاست صنعتی و انرژی کشور تبدیل شود. صنعتی که همزمان با مساله برق، تولید، واردات، استاندارد، اشتغال و صادرات درگیر است، نمیتواند همچنان بدون یک متولی و سیاستگذاری منسجم به مسیر خود ادامه بدهد. اکنون توپ در زمین دولت و دستگاههای تنظیمگر است؛ از وزارت نیرو و سازمان ملی استاندارد گرفته تا وزارت صمت، سازمان توسعه تجارت و سایر نهادهای مرتبط. مساله اصلی این است که آیا این دستگاهها میتوانند میان حمایت از تولید، حقوق مصرفکننده، کنترل مصرف انرژی و ایجاد رقابت واقعی در بازار تعادل برقرار کنند یا همچنان هر دستگاه، بخشی از مساله را جداگانه مدیریت خواهد کرد.
اگر قرار است صنعت تهویه مطبوع ایران از یک بازار پرمصرف و گرفتار قاچاق به یک صنعت رقابتپذیر و صادراتمحور تبدیل شود، نخستین گام، پایان دادن به پراکندگی مسوولیتها و ایجاد یک سیاست واحد برای این صنعت است؛ سیاستی که در آن استاندارد، انرژی، تولید، واردات و رقابت، اجزای یک مساله واحد دیده شوند.

