شهروند خبرنگارجامعه و حوادث

جنگ، صلح و دلار

به گزارش راه امروز، علی نصری، وکیل دادگستری و فعال سیاسی و اقتصادی طی یادداشتی نوشت: در روزهای گذشته شاهد انتقادات کم‌وبیش تندی به دولت بودیم و هستیم که توقعات و خواسته‌هایی در زمینه تأثیر هرچه بیشتر دولت و چاره‌اندیشی در خصوص کنترل بازار دارند. اینکه شاهدیم حتی بجز بخش قابل‌ملاحظه‌ای از عوام، چهره‌های خاصی که نظر به مقابله با آمریکا دارند نیز دولت را آماج این حملات قرار می‌دهند، بس شگفت‌انگیز است!

عوامی که انتظار دارند دولت نسبت به افزایش قیمت ارز (که متعاقباً منجر به گران‌تر شدن کالاها و بالأخص ارزاق عمومی می‌شود) منفعلانه برخورد نکند و راهکار و برنامه‌های حداقل فوری و کوتاه‌مدت (خاطره خوشی از برنامه‌های بلندمدتی بمانند سند بیست‌ساله چشم‌انداز ۱۴۰۴ نداریم) ارائه نماید. این انتظاری بسیار بجاست، و این بخش از مردم خواهان امنیت اقتصادی و دوری کشور از تنش با دیگران هستند.

اما در عجبیم، خواصی که اقلیت را نمایندگی می‌کنند چرا پیگیر کنترل بازار و نگران صعود قیمت ارز شده‌اند؟! مگر نه اینکه همین عده خواهان رویارویی و منازعه کشور با دیگرانند؟! مگر نه اینکه اینان تمام‌قد در نفی صلح (که سیدالعقود نامیده می‌شود) و تنش‌زدایی می‌کوشند؟! چطور نمی‌دانند تنش و جنگ، خواهی‌نخواهی بر قیمت ارز اختصاصاً و بر اقتصاد عموماً تأثیر منفی داشته و این تأثیر، فشار معیشتی بر مردم را افزایش می‌دهد؟!

سال‌های متمادی است که واژه «برهه حساس کنونی» را از زبان مسئولین امر می‌شنویم، و این کلیدواژه وسیله توجیه وضعیت دشوار اقتصادی کشور و مردم قرار گرفته است.

«برهه حساس کنونی» از اسمش مشخص است که باید موقت باشد، وگرنه لفظ «کنونی» برای مدت زمان برهه به کار برده نمی‌شد یا از الفاظی مانند «وضعیت حساس دائمی» استفاده می‌شد!

اگر فی‌الواقع «برهه حساس کنونی» اسباب و علت این وضعیت اقتصادی است، حضرات بفرمایند این برهه کی تمام می‌شود؟!

تا چه زمانی مردم می‌بایستی چنین وضعیتی را تاب بیاورند؟!

جا دارد از چهره‌های خاص پرسیده شود که چطور مردم هم «برهه حساس کنونی» را درک کنند و هم از دولت انتظار کنترل بازار (بالأخص بازار ارز) را داشته باشند؟!

اگر مردم از دولت انتظار مسئولیت‌پذیری در قبال معیشتشان را دارند (که این توقعی به حق است و از تکالیف هر دولتی در هر جای دنیاست و مردم ما نیز مستثنی نیستند)، کلام، نقد و حتی اعتراضشان بجاست. ولی حساب آن عده‌ای که طیف «اقلیت خواهان رویارویی با بیگانگان» را نمایندگی می‌کنند جداست؛ آنها به هیچ‌وجه حق نقد دولت و حتی اظهارنظر نسبت به افزایش قیمت‌ها را ندارند، و اینان که خود را طلبکار می‌دانند باید خود در جایگاه پاسخگویی وضعیت موجود قرار گیرند، نه آنکه به‌جای پاسخگویی، فرار به جلو را پیشه کنند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نموده و انگشت اتهام را به‌جای آنکه خود را مخاطب قرار دهند، به سوی دولت دراز کرده و دیگران را نشانه گیرند.

بنده حقیر، بعنوان احدی از شهروندان این مرز و بوم، این سؤال را از حضرات خواص منتقد دارم که چگونه می‌شود هم انتظار جنگ با یک ابرقدرت تا بن دندان مسلح را داشت و هم انتظار ثبات بازار، بالأخص بازار ارز را که مایحتاج وارداتی کشور در گرو آن است؟! اگر اینان راهکاری دارند، ارائه فرمایند. مگر نه اینکه حتی پیش از جنگ و رویارویی نظامی با آمریکا و رژیم صهیونیستی هم نرخ رشد تورم دورقمی بود؟! این افزایش تورم چه در این دولت و چه در دولت‌های پیشین وجود داشته است. نتیجتاً وقتی در دوران صلح از کنترل تورم و جلوگیری از فشار بر معیشت مردم ناتوانیم، چگونه توقع داریم در برهه حساس و خطیر جنگ و محاصره اقتصادی تورم کنترل شود؟!

اینکه یک بار وزیر اقتصاد را استیضاح و برکنار کنیم و بار دیگر بر ریاست بانک مرکزی بتازیم و عمده مشکلات اقتصادی را به عملکرد و سوءمدیریت آنان نسبت دهیم، عین بی‌انصافی است. باید باور داشته باشیم که جنگ قطع به یقین بر سفره‌ها تأثیر منفی داشته و دارد (جز سفره کاسبان جنگ و تحریم). اگر در باور این مهم که «نمی‌توان هم جنگ خواست و هم امنیت اقتصادی» دچار تردید شویم، قطعاً یا خود را فریب داده‌ایم، یا ناآگاهیم و یا احیاناً کذاب!

در پایان، بیش از این خاطرتان را مکدر ننمایم و از اطاله کلام خودداری کنم. آرزومندم هیچ‌گاه هموطنان شجاع، غیور و عزتمندم، مانند برخی تندروهای داخلی (منتسب به جبهه‌ای خاص) که با دشمن صهیونیستی در خصوص مناقشه و درگیری ایران با آمریکا هم‌نظر و متفق‌اند، همراه نباشند؛ که این هم‌رأیی با دشمن جای بسی شگفتی و تأمل خواهد داشت!

حتی آنانی که چنین بی‌پروا آب در آسیاب متجاوزین می‌ریزند نیز باید ضمن اظهار علنی شرمساری و ندامت، مسیر خود را از دشمن جدا کرده و ضمن ترسیم مجدد خط و مرز مشخص و متمایز از نیات دشمن، به مردم بپیوندند.

چرا که بر همگان مسلم است نتانیاهو و دیگر سران رژیم صهیونیستی تمایل شدید به ایجاد تنش و درگیری میان ایران و آمریکا دارند و اینکه عده‌ای، هرچند قلیل، در داخل هم‌نظر و هم‌داستان با این شروران عالم باشند و همگام با برخی وطن‌فروشان خارج‌نشین، مشتاق جنگ ایران و آمریکا، بر طبل جنگ بکوبند، بدواً قابل نکوهش‌اند؛ مشروط به اثبات عدم سوءنیت و فقدان بینش سیاسی حداقلی، و چنانچه عامدانه چنین هم‌نوا با دشمن خبیث‌اند، باید آنان را ایادی داخلی شیاطین بین‌المللی تصور کرد و ضمن اعلام جرم علیه‌شان، فعلاً در این دنیا توسط مدعی‌العموم، محاکمه شوند.

و پیرو این مسئله، می‌بایست نفوذ را واقعاً جدی گرفت. همان‌گونه که قبلاً نیز اعلام داشتم، نفوذ با تیشرت و محاسنی تراشیده و کراوات ظاهر نمی‌شود که اگر بشود، دیگر نامش نفوذ نیست! در نفوذ، بایستی نفوذی همرنگ جماعتِ رده‌های تأثیرگذار در تصویب سیاست‌های داخلی و خارجی و اجرای این سیاست‌ها باشد که قطعاً این مسئولین نه محاسن تراشیده دارند و نه دیگر ظواهری که عرض شد؛ فلذا نفوذ می‌بایست در ظاهری انقلابی و ارزشی، با شعارهای تند انقلابی جلوه‌گر شود تا به اهدافش برسد، که در چنین وضعیتی عنوان نفوذ و نفوذی قابل تصور است!

باقی بقایت ایران / جانم فدایت ایران

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا