تورم در پیچ خطرناک
به گزارش راه امروز: اقتصاد ایران در یک پیچ خطرناک تاریخی قرار دارد؛ تورم نزدیک به ۵۰ درصد و رکودی که بر اقتصاد حاکم است. دکتر سید کمیل طیبی مدیر قطب اقتصادبین‌الملل دانشگاه اصفهان ضمن ترسیم دو سناریو برای اقتصاد ایران، در گفت وگو با «بازار پول» می گوید: اگر همین شرایط نااطمینان کنونی بر کشورحاکم باشد و مذاکرات برجامی به عقب بیافتد یا به صورت فرسایشی دنبال شود؛ دود آن به چشم اقتصاد می رود. چراکه به گفته این اقتصاددان، اگر سایه تحریم ها همچنان بر اقتصاد ایران سنگینی کند، کسری بودجه و رکود تورمی در نیمه دوم امسال تشدید می شود. حال از آنجایی که دست دولت خالی است و منابع لازم را در اختیار ندارد، ناچار به چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی می شود. در اینصورت، نقدینگی وپایه پولی تقویت می شود؛ این یعنی «تورم بیشتر و افسار گسیخته»!. او بر این باور است که ادامه این شرایط در نهایت باعث از هم پاشیدگی زیادی خواهد شد، که دامنه تحمل اقتصاد را کاهش می دهد. اما به گفته او، در سناریو دیگری، یعنی با توافق واحیای برجام است که اقتصاد دوباره فرصت نفس کشیدن پیدا می کند، روابط اقتصادی برقرار وتجارت رونق می گیرد و در نهایت درآمدهای ارزی کشور افزایش می یابد.

با توجه تورم بالای اقتصاد ایران، سیاستگذار برای کنترل این وضعیت چه رویکردی را بایددر دستور کار قرار دهد؟ 

به طورکلی با توجه به مشکلاتی که اقتصاد ایران با آن درگیر است و شما هم اشاره کردید، ما تورم بالای 40 درصد داریم و اخیرا حتی نزدیک 50 درصد گزارش شده، که توأم با رکود است و تورم رکودی یک شرایط بدی است یعنی پیاده سازی سیاست های اقتصادی بسیار مشکل می شود، سیاست های ترکیبی هم پیچیدگی را به وجود می آورد و اگر بخواهیم سیاست انبساطی داشته باشیم تورم زا می شود که برای رکود مناسب است و اگر بخواهیم سیاست های انقباضی را داشته باشیم از رکود نمی توانیم خارج شویم و در هر صورت این دست دولت و دست سیاست گذاران اقتصادی را می بندد. در شرایط اقتصادی که الان وجود دارد، و اقتصاد ایران در یک پیچ خیلی خطرناکی قرار گرفته است؛ چون اگر تداوم تورم، کسر بودجه و نقدینگی بالا را شاهد باشیم می تواند به طور کلی یک از هم پاشیدگی زیادی را به وجود آورد و دامنه تحمل اقتصاد را کمتر و کمتر کند، شهروندان متضرر می شوند و همین‌طور قدرت خرید مردم به شدت کاهشی شده است. قدرت خرید زمانی که کاسته می شود شهروندان از رفاه ناشی از مصرف بسیاری از کالاها و خدمات محروم می‌شوند و اختلاف طبقاتی تشدید می‌گردد. 

بدون شک آن مسئله اصلی که در اینجا مورد توافق بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی است بحث تحریم ها است، تحریم های بین المللی و تحریم های امریکا که ماهیت اقتصادی هم دارد شرایط را خیلی سخت کرده است. از این رو، می توان گفت که در شرایط کنونی اثرات آن به مراتب نسبت به دوره های قبل و سال های قبل بیشتر است. چون اگر بخواهیم دنبال تامین منابع مالی برای برطرف کردن کسری بودجه باشیم (به ویژه در نیمه دوم)، راه و چاره ای نیست جز نشر پول، چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی دولت. در این شرایط این تورم زا است، شرایط انبساطی به وجود می آورد، تورم را تشدید می کند، پایه پولی را تقویت می کند، یک دور و تسلسل باطلی به وجود می‌آید که دامن گیر اقتصاد، فعالان اقتصادی و مردم می شود و شرایط سنگین تر و سخت تری را به وجود می آورد.

به عبارتی، کلید حل مسائل اقتصادی ایران را در شرایط فعلی در مذاکرات برجامی و برداشته شدن تحریم ها  می دانید؟ 

بله. لغو تحریم ها یا برداشته شدن تحریم ها می تواند یک راه نفسی را ایجاد کند که تامین منابع به صورت دیگری شکل بگیرد یعنی تجارت رونق پیدا کند و این رونق هم در بُعد واردات و هم در بُعد صادرات می تواند درآمدهایی را ایجاد کند، ادامه رونق تجارت ظرفیت های اقتصادی را در اقتصاد افزایش می دهد. بنابراین هم یک عامل کنترل کننده ای برای تورم است، که هم می تواند درآمدهای مالیاتی دولت را از این طریق افزایش دهد، هم تاخیر در دریافت درآمدهای مالیاتی کمتر شود. 

با احیای برجام یا شکست آن، نیمه دوم سال ۱۴۰۰ را چگونه می توان ترسیم کرد؟  

اگر بخواهیم برای نیمه دوم سال عمدتا دو سناریو ترسیم کنیم؛ یک سناریوی با پابرجا بودن تحریم ها است و سناریوی دیگر، همان لغو تحریم هاست. حال اگر تحریم ها همچنان سرجای خودش باقی بماند، ما باید انتظار همین روند تورمی را با نرخ‌های فزاینده داشته باشیم. به عبارتی دیگر، انباشت تورم به وجود می آید و تورم روی تورم باعث می شود که ما نرخ تورم بالاتری را تجریه کنیم. با توجه به اینکه کسری بودجه هم تشدید می شود، هزینه ها و پرداخت های دولت به واسطه هزینه های ناشی از تورم بسیار افزایش پیدا کرده است. علاوه بر اینکه انحراف منابع هم اتفاق می افتد یعنی دوباره بحث نقدینگی و رشد نقدینگی مطرح می شود، این رشد نقدینگی در این شرایط به سمت تولید نمی رود و به سمت کارهای واسطه گری، دلالی و خدمات غیرمولد منعطف می شود که این تورم زا است و مسائل و مشکلات خودش را به وجود می آورد. 

موضوع اصلی در اینجا کنترل تورم است، کنترل تورم که اتفاق بیافتد می شود راه هایی را برای درمان و تامین منابع کسر بودجه در نظر گرفت واقتصاد از رکود خارج شود. آن هم مستلزم این است که سناریو دوم نیز مدنظر قرار گیرد و به طور جدی پیگیری شود. در سناریوی دوم باید برای رفع تحریم ها در یک مسیر درست تلاش شود و اینکه در چهارچوب مذاکرات قابل طرح است، وجود مذاکرات اگر سر بگیرد مقداری از تنش ها، انتظارات تورمی و انتظارات به اصطلاح ناهمگون را کم می کند، بار روانی را از اقتصاد برمی دارد؛  چون یک شرایط خوش بینانه ایی پیش می آید؛ به ویژه در بازار مالی و در بازار ارز این اتفاق می افتد و تحت این سناریو طبیعتا همانطور که اشاره هم شد آنوقت نرخ تورم می-تواند قابل کنترل شود و روند نزولی به خودش می گیرد. 

اگر سناریوی دوم تحقق یابد یعنی تحریم ها لغو شود، جدا از این مسائل آیا بار مثبتی برای اقتصاد خواهد داشت یا خیر؟ چراکه برخی معتقدند حتی با رفع تحریم ها خیلی از مشکلات همچنان سر جای خودش باقی خواهد ماند. 

ببینید برداشته شدن تحریم ها یعنی اینکه اقتصاد دوباره فرصت نفس کشیدن را پیدا می کند. فرصت این را دارد که بتواند تعاملات و روابط اقتصادی خودش را با دنیا برقرار کند؛ روابط بانکی با دنیا برقرار شود و در این شرایط فرصت ها و پتانسیل های صادراتی هم به وجود می آید. در هر صورت این ها اثرگذار است. در حقیقت سناریو دوم بسیار کمک می کند بر اینکه ما شاهد افزایش بی رویه یا جهش نرخ ارز نباشیم، متاسفانه در شرایطی که تحریم ها سرجایش باشد و الان هم تا حدودی دولت دنبال تثبیت قیمت ها به صورت دستوری است؛ در شرایطی که تورم و تحریم ها وجود داشته باشد، این عاقبت خوبی ندارد و تا پایان سال یا اوایل سال جدید فنر نرخ ارز می تواند دوباره رها شود و یک موج افزایش نرخ ارز را به وجود آورد که موجی تورمی است و رکود را به دنبال دارد.  بنابراین نیمه دوم را باید مبتنی بر دو سناریو در نظر بگیریم، هر کدام از سناریوها به واقعیت تبدیل شود، می تواند اثرات اقتصادی را ایجاد کند و مرکز ثقل آن به وجود تحریم ها یا لغو تحریم ها برمی گردد که سایه سنگینی را برای اقتصاد ایران ایجاد کرده است.
 
یکی دیگر از مسائل مهم حال حاضر اقتصاد بحث سرمایه گذاری است، که بنابرآمارهای رسمی به شدت در این سالها در جذب سرمایه افت داشتیم؛ با احیای برجام چقدر می توان به جذب سرمایه امیدوار بود؟ 

 زمانی که تحریم ها برداشته شود، طبیعتا انگیزه های جدیدی برای سرمایه گذاری به وجود می آید؛ انگیزه های تولید و سرمایه گذاری چه برای سرمایه گذار داخلی و چه سرمایه گذار خارجی فراهم می شود. به عبارتی بهتر، رشد و افزایش تولید، کنترل تورم از طریق افزایش ظرفیت های تولید منوط به سرمایه گذاری است که اتفاق می افتد. سرمایه گذاری در شرایطی که ریسک وجود داشته باشد، رخ نمی دهد.  

در حال حاضر اقتصاد ما دارای ریسک‌های زیادی است و امنیت اقتصادی به لحاظ تورم کم است؛‌ بنابراین این ریسک اجازه نمی دهد سرمایه گذاری در بخش های واقعی اقتصاد شکل بگیرد، بخش هایی که سرمایه گذاری، همیشه دنبال بازده ناشی از سرمایه گذاری است و زمانی که ریسک وجود داشته باشد این مسئله تحقق پیدا نمی کند. بنابراین می توانیم این را بگوییم که در شرایط تحریم انگیزه های سرمایه گذاری کم است؛ چون شرایط ریسکی است و معمولا فرار سرمایه اتفاق می افتد و سرمایه شاخص بسیار فراری است و اصلا ریسک پذیر نیست، بلکه بسیار ریسک گریز است. بر همین اساس، تحریم ها زمینه را برای ریسکی شدن یا شرایط پر مخاطره به وجود می آورد؛ زیرا زمانی که می گوییم ریسکی وجود دارد یعنی زمینه های فعالیت های اقتصادی پرمخاطره است و طبیعتا اولین آسیب را به سرمایه گذاری می زند. این در حالی است که سرمایه گذاری هم عامل اصلی برای رشد اقتصاد و ایجاد ظرفیت های تولیدی است که می تواند ایجاد درآمد کند و حتی مستقیم و غیرمستقیم هم برای جبران کسری بودجه دولت کمک کند. زمانی‌که زمینه های سرمایه گذاری فراهم شود، تولید تقویت شود، ارزش پول ملی هم تقویت می شود و آنوقت ما شاهد افزایش بی رویه در نرخ ارز نخواهیم بود، تعادل نسبی در این بازار به وجود می آید.

چه توصیه ایی به دولت جدید برای سامان دادن به اقتصاد کشور دارد؟  
تحلیل من مبتنی بر این شرایط نااطمینان اقتصادی است؛ حال اگر دوباره همین شرایط حاکم شود و مذاکرات به عقب بیافتد یا به صورت فرسایشی دنبال شود؛ طبیعتا دود آن در چشم اقتصاد می رود و اثرات منفی را ایجاد می کند؛ یعنی اگر در نظر بگیریم که مذاکرات به یک بن بست برسد،سایه تحریم ها وجود دارد و همین‌طور کسری بودجه، تورم و رکود تشدید می شود. حال از آنجایی که دست دولت هم خالی است و منابع لازم را در اختیار ندارد و اگر به ناچار به سمت بانک مرکزی و استقراض از بانک مرکزی برود، همان‌طور که گفتم نقدینگی وپایه پولی را تقویت می کند که این  یعنی «تورم بیشتر و افسار گسیخته»! تورم هم که روند افزایش خودش را داشته باشد به رکود منجر می شود. بنابراین از دیدگاه بنده، چنانچه تحریم ها برداشته نشود، رکود تورمی در نیمه دوم امسال تشدید می شود.