اجازه سوال هست آقای قلعهنویی؟
بعد از بازگشت تیم ملی از جامجهانی، امیر قلعهنویی هنوز در برابر خبرنگاران آزاد و مستقل جواب نداده است. یکی، دو مصاحبه تلویزیونی پر از تعارف و تملق از او داشتیم و تمام. در شرایطی که خیلیها در وضعیت مشابه و حتی بهتر از سمت خود استعفا دادند، امیر پاداش نجومی عجیبی دریافت کرده و غیر از این، خواهان تمجیدهای ویژه هم هست!
بعد از بازگشت تیم ملی از جامجهانی، امیر قلعهنویی هنوز در برابر خبرنگاران آزاد و مستقل جواب نداده است. یکی، دو مصاحبه تلویزیونی پر از تعارف و تملق از او داشتیم و تمام. در شرایطی که خیلیها در وضعیت مشابه و حتی بهتر از سمت خود استعفا دادند، امیر پاداش نجومی عجیبی دریافت کرده و غیر از این، خواهان تمجیدهای ویژه هم هست! در همین راستا، سرمربی تیم ملی در جلسه ستاد کمیته فرهنگی جامجهانی ۲۰۲۶ حاضر شده و حرفهایی زده که حقیقتا جای شگفتی دارد. بخشی از فرازهای اظهارات قلعهنویی را همراه با نقد هر بخش بخوانید.
نقل: «خیلی خوشحال هستیم در جامجهانی کاری کردیم دنیا متوجه مظلومیت و اقتدار ایران شد. این مهمترین کاری بود که انجام دادیم. خدا پرچم مظلومیت و اقتدار ایران را در دست فوتبالیستها داد؛ فوتبالیستهایی که شرمندهشان هستم. آنها جوانانی بودند که خوب و مخلص بودند و با همه سختیها پای کار ایستادند. شما نبودید که ببینید بازیکنان چگونه ایثار کردند.»
نقد: حقیقتا متوجه نمیشویم معنی این حرفها چیست؟ ایران مثل ۴۷ تیم دیگر حاضر در این مسابقات بازی کرد و خلاص. این حرفهای کلی غیرمصداقی گنگ، بیشتر شبیه شعارهای خوشایند برای جریان رسمی به نظر میرسد؛ فاکتورهایی که ساخته میشود تا احیانا هزینههای گذشته را توجیه و بودجههای آینده را تمهید کند. کاش از شعار فاصله بگیریم و قدری «فنی» حرف بزنیم.
نقل: «در شرایط سخت در جامجهانی حضور پیدا کردیم، اما میکروفون دست افرادی است که در زمان جنگ برنامهشان را تعطیل کردند و به غار رفتند و در جامجهانی پیدایشان شد. سوالم از مسوولان این است که این آدمها که در شرایط جنگ در غار بودند چطور به آنها تریبون دادید که هر روز تیم ملی را بزنند و نابود کنند؟»
نقد: خب روشن است که اینجا امیر قلعهنویی دارد به عادل فردوسیپور طعنه میزند. این اظهارات، از جهات مختلف ایراد دارد و به شدت زیر سوال است. باور کردنی نیست که سرمربی تیم ملی با توسل به مسوولان خواهان ساکت کردن رسانهها باشد. این آنقدر اقدام ناپسندی است که نوشتن در نکوهش آن، کاری بیفایده و توضیح واضحات به شمار میآید. از سوی دیگر به جرات میتوان گفت دستکم شخص فردوسیپور مماشات بسیار زیادی با تیم ملی داشت و حتی نیمی از حق مطلب «نقد» را ادا نکرد. واقعیت آن است که نسخه میانسالی عادل با دوران جوانی او فاصله بسیاری دارد و نمیتوان باور کرد آقایان همین ورژن بیخطر را هم برنمیتابند. از همه عجیبتر اما این است که قلعهنویی فراموش میکند در دوران جنگ، اینترنت قطع بود و منتقدانش به قول او چارهای جز رفتن به «غار» نداشتند! در غیر این صورت قرار بود با چی و برای کی برنامه بسازند؟
نقل: «در سال ۲۰۰۷ در جام ملتها در ضربات پنالتی تیمم باخت و حذف شد و ما را دادگاهی کردند و بعد از آن هم آدمهای همین آقایان آمدند در همان مرحله در ضربات پنالتی حذف شدند اما قهرمان ملی شدند. تعجب من از حاکمیت و دولتمردان این است که چطور به این آدمها تریبون میدهند.»
نقد: قلعهنویی قصه سال ۲۰۰۷ را از همان سال ۲۰۰۷ تا به حال بیش از ۲۰۰۷ بار گفته و در موردش بحث شده. حقیقتا خستهایم از دست این تفکر زندانی گذشته.
تبلیغات
نقل: «سوال من این است چطور مردم تیم ملی را دوست نداشتند درحالیکه همه رستورانها و همه سینماها پر بود و بازیهای ما جزو پربینندهترین بازیها شد و ۶میلیارد نفر اخبار ایران را پیگیری میکردند.»
نقد: دو بازی از سه بازی ایران در جامجهانی، در ساعات ۴:۳۰ و ۶:۳۰ صبح برگزار میشد که طبیعتا رستورانها تعطیل بودند، مگر این که امیرخان ترافیک احتمالی در طباخیها را به عنوان سند محبوبیت تیم ملی لحاظ کرده باشند! همچنین منابع رسمی، کل آمار حاضران در سینماهای سراسر کشور در زمان بازی ایران و بلژیک را ۳۲ هزار نفر اعلام کردند. در مورد آن عدد ۶میلیارد دنبالکننده اخبار ایران در جامجهانی هم نظری نداریم!
نقل: «بعضی از دوستان با حسادت میگویند جوانگرایی؛ تیم ملی جای جوانگرایی نیست، جای تغییر نسل است. آنهایی که این حرفها را میزنند یا مطالعه ندارند، یا در فوتبال نبودند.»
نقد: خب البته درک تفاوتهای جوانگرایی با تغییر نسل در توان ما نیست، اما خیلی خوب به یاد داریم وقتی تیم ملی با کارلوس کیروش پیرترین تیم جامجهانی ۲۰۲۲ شد، همین آقای قلعهنویی تندترین انتقادات را از او انجام داد و گفت چنین اتفاقی برای فوتبال ما زشت است. ظاهرا آن زمان برخلاف امروز، تیم ملی جای جوانگرایی بوده!
نقل: «ساعت همه جا نشانه نظم و انضباط و وقتشناسی است. اگر یک مربی کت شلوار میپوشد باید بگویند لباس شیک پوشیده و در حد سرمربی است، اگر یقهام را باز میکردم و زنجیر طلا میانداختم آدم خوبی بودم.»
نقد: ساعت حتما چیز خوبی است، البته اگر در تکتک عکسها آنطور گلدرشت توی چشم مخاطب فرو نرفته باشد!
نقل: «سعید الهویی یکی از باسوادترین افراد فوتبال و ورزش است. او گفت چند برنامه داشتیم که شروع کردند به لودهبازی و مسخرهبازی. سالهای آینده درباره کاری که ما کردیم صحبت خواهند کرد، که چه کار بزرگی انجام دادیم.»
نقد: واقعا اینها بدون شرح است. انتظار نداشته باشید بتوانیم چیزی روی این جملات بنویسیم. در توانمان نیست!

