آقایان یزدی و آملی، فیلترشکن نصب کنید و ببینید چه کردید!
وقتی بدیهیات را آقایانی که سال‌ها در این کشور از مقامات بوده‌اند و هستند، زیر سؤال می‌برند و رعایت نمی‌کنند، باید بدیهیات را گفت. ماهواره ببینید و شبکه‌های مخالف نظام را نگاه کنید، فیلترشکن نصب کنید و به توئیتر و تلگرام فیلتر شده بروید، سایت‌های معاند و فیلترشده را بخوانید و ببینید چگونه آبروی نظام برخاسته از آرمان‌های اسلامی یک ملت و امام‌شان را حراج زده‌اید. ببینید با علنی و بزرگ‌سازی کردن اختلافاتی که نیازی نبود در این سطح و با این ادبیات مطرح شود، چگونه زبان طعنه زنان علیه ایران و ایرانی و رهبری و نظام و انقلاب اسلامی را دراز کرده‌اید.

روزنامه جوان نوشت: «هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، کشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین محترم هشدار می‌دهم... مراقب باشند. نه اینکه این نامه‌نگاری‌ها خیلی مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنویسند؛ کار خودشان را بکنند، اختلافات را به میان مردم نکشانند، چیز‌های جزئی را مایه جنجال و هیاهو و استفاده تبلیغاتی دشمن و خوراک تبلیغاتی رادیو‌های بیگانه و تلویزیون‌های بیگانه نکنند، صد تا نامه بنویسند؛ نامه اهمیتی ندارد. مهم این است که همه ما بدانیم مسئولیتی داریم، همه ما بدانیم موقعیت حساسی داریم.»

این روزنامه در ادامه آورده است: آبان ۹۱ بود که رهبری معظم انقلاب در واکنش به اختلافات جدلی و علنی شده سران وقت سه قوه، در سخنانی که ذکرش رفت، به آنان اینگونه هشدار دادند که چیز‌های جزئی را مایه جنجال و مایه استفاده تبلیغاتی دشمن قرار ندهند. آن روز‌ها گرچه با هشدار رهبری، موج جدال محمود احمدی‌نژاد و علی لاریجانی و صادق آملی لاریجانی فرو نشست، اما تکرار آن در مواردی دیگر نشان داد که آن هشدار تند رهبری را، هم اینان و هم مسئولان دیگر، مصداقی در نظر گرفته‌اند و اصل مفهوم آن را درک نکرده‌اند. جدل تند و علنی این روز‌های دو فقیه شورای نگهبان با یکدیگر، مؤیدی بر این ادعاست که نه فقط آن هشدار سال ۹۱ رهبری، بلکه بسیاری دیگر از اصول مسلم کشورداری را آقایان نه بلد هستند و نه علاقه‌ای دارند بیاموزند و به کار برند.

مشغولیت سازی کاذب برای مردم
مسئله سازی برای مردم اتفاق کمی نیست. نه آنکه مردم نامحرم باشند یا دانستن حق آن‌ها نباشد، اما به همان نسبت هم حق مردم است که ذهن و وقت‌شان را هیاهو‌های بی سرانجام اشغال نکند. حق مردم است که در میان مشکلات ریز و درشتی که دارند، سرشان گرم جدل‌های بیهوده و ناشی از اختلافات شخصی آقایان نشود. جنگ و جدال‌های اینگونه برای مردم آورده‌ای ندارد و مسئولی که از تریبون مسئولیتش اقدامی انجام می‌دهد که نه تنها آورده‌ای برای مردم ندارد، بلکه اتفاقاً آنان را به مسیر یأس از مسئولان می‌کشاند، آیا شایسته مذمت نیست؟

شرایط کشور از لحاظ اقتصادی مناسب نیست و این موضوع را چه ناشی از عملکرد ضعیف دولتمردان بدانیم و چه ناشی از کارشکنی خارجی و چه هر دو، نباید باعث شود فراموش کنیم که این مردم دیگر ظرفیت باز شدن پنجره‌های جدید برای چالش را ندارند. باعث تأسف است، اما آقایان رؤسای قوه قضائیه سابق و اسبق را توصیه می‌کنیم تا اگر بحثی پیرامون «از کجا آورده‌ای؟»‌ها دارند، آن را از مسیر قانونی خود، یعنی دستگاهی که ۱۰ سال بر مسند آن نشستند، پیگیری کنند و نه پشت بلندگو! باقی هم که اختلافات شخصی است و علنی کردنش دون شأن آقایان. اختلافات حوزوی هم چنانکه مشی همواره علما بوده، باید در همان مباحثات غیرعلنی طلبگی و علمایی رفع شود و جایش فضای علنی رسانه‌ها نیست.

دراز کردن زبان طعنه‌زنان
یادآوری برخی اصول بدیهی به نظر خسته کننده می‌آید، اما وقتی همین بدیهیات را آقایانی که سال‌ها در این کشور از مقامات بوده‌اند و هستند، زیر سؤال می‌برند و رعایت نمی‌کنند، یعنی باید بدیهیات را هم گفت. باید گفت: وقتی از سخنرانی تند و بی سند علیه دیگری فارغ شدید و مهمانان مثلاً امین و محرم‌تان رفتند، وقتی نوشتن نامه تند و افراطی در دفاع از خود و علیه دیگری را به پایان بردید و ذیل آن را امضا کردید و بی آنکه بدانید که مقهور فضاسازی رسانه‌ای شده‌اید، احساس استقلال کردید، پس سر بلند کنید و دنیا‌های بزرگ‌تر از خودتان را هم ببینید.

این بار را ماهواره ببینید و شبکه‌های مخالف نظام را نگاه کنید، فیلترشکن نصب کنید و به توئیتر و تلگرام فیلتر شده بروید، سایت‌های معاند و فیلترشده را بخوانید و ببینید چگونه آبروی نظام برخاسته از آرمان‌های اسلامی یک ملت و امام‌شان را حراج زده‌اید. ببینید با علنی و بزرگ‌سازی کردن اختلافاتی که نیازی نبود در این سطح و با این ادبیات مطرح شود، چگونه زبان طعنه زنان علیه ایران و ایرانی و رهبری و نظام و انقلاب اسلامی را دراز کرده‌اید. ببینید چگونه با کلیدواژه‌هایی که شما دست دشمن‌مان داده‌اید، آنان علیه کل سرزمین‌مان جمله می‌سازند، گزارش می‌نویسند و ذوق زده از آنچه آن را جنگ قدرت در جمهوری اسلامی می‌نامند، خبرسازی می‌کنند. بله، این بهانه را دعوای شما دست این بهانه‌جو‌های همیشه پی جنجال داد. وقتی دو فقیه مجتهد عضو شورای نگهبان که هر یک فقط ۱۰ سال سابقه ریاست بر دستگاه قضایی را دارد، نمی‌داند چه سخنانی را کجا باید گفت و کجا نباید گفت، لاجرم از دیگران چه انتظاری ا‌ست؟!

رعایت شأنیت مقام حکومتی
وقتی کسی قبول می‌کند در جایگاه مدیران ارشد جامعه مسئولیت بپذیرد، لاجرم باید مقتضیات آن را بپذیرد. رعایت شأن این جایگاه یعنی نباید اتهاماتی را از تریبونی که در اختیار داریم، متوجه دیگری کنیم که پیش از این صرفاً نقل محافل غیررسمی و غیرمعتبر بوده و برای آن جز شواهد ظاهری، هیچ مستندی نداریم. قرار نیست مسئول حکومتی در سطح کاربران شایعه پراکن فضای مجازی ظاهر شود. از سویی رعایت شأن جایگاه حکومتی یعنی همان قدر که باید خویش را از موضع تهمت برهانیم، دیگر مسئول نظام را نباید با طعنه و کنایه تخریب کنیم. در دفاع از خود برای رهایی از موضع تهمت نباید آنچنان زیاده‌روی کنیم که خود منشأ ایراد تهمت‌های دیگر شویم. این میانه فراموش نکنیم که مسئولان باید مواظب اطرافیان خود باشند، هم از این رو که آنان دست از پا خطا نکنند و مسیر غیرقانونی و تخلف را نپیمایند و هم از این رو که مشاوره‌های غلط ندهند و بر آتش اختلاف و واکنش‌های ندمند.

باید به این آقایان یادآور شویم که مسئولیت گرفته‌اید که در خدمت ایران و ملت ایران باشید، نه آنکه کرسی مسئولیت را به تریبون اتهام زنی‌ها و دفاعیات شخصی تبدیل کنید که مردم در هیچ‌کجای این دعوا‌ها نیستند. اگر شما عضو فق‌های شورای نگهبان و رئیس مجمع تشخیص نبودید و هر کدام حداقل ۱۰ سال جزو سران ارشد کشور محسوب نمی‌شدید و الان صرفاً طلبه یا استادی در حوزه بودید، جنگ و جدال شما برای چه کسی می‌توانست مهم باشد که تیتر رسانه‌ها شود یا در فضای مجازی دست به دست بچرخد؟! پس حالا که سخن‌تان به دلیل مسئولیت داشتن در نظام شنیده می‌شود، حد و شأن و سطح یک مسئول حکومتی را هم رعایت کنید.