پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ - November 14 2019
کد خبر: 48229
تاریخ انتشار: 15 تير 1398 00:20
اکونومیست به پوتین پاسخ داد

پایان لیبرالیسم یا محافظه‌کاری

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه اخیرا مدعی شده مکتب لیبرال دیگر منسوخ شده است. اما او هدفی اشتباه را برای ادعای خود برگزیده است. براساس شواهد، آن مکتبی که بیش از همه در غرب با تهدید مواجه است، «محافظه‌کاری» است نه لیبرالیسم. شاید به‌دلیل همین بحران نیز باشد که راست‌گرایان در آمریکا و بریتانیا به‌واسطه عبور از همین ارزش‌های محافظه‌کارانه توانسته‌اند قدرت را ازآن خود کنند. راست‌گرایان جدید ترجیح داده‌اند پوپولیسم را به ابزاری برای کسب و حفظ قدرت تبدیل کنند. این مساله حتی به کشورهایی نظیر فرانسه و ایتالیا نیز سرایت کرده است.
نشریه «اکونومیست» سرمقاله این هفته خود را به بررسی مکتب محافظه‌کارانه اختصاص داده است. به گزارش این نشریه انگلیسی، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه مدعی شده مکتب لیبرال دیگر منسوخ شده است. البته شاید از این گفته ما شگفت‌زده نشوید که ما مخالف این ادعا هستیم. نه به این خاطر که او به روزنامه «فایننشال‌تایمز» می‌گوید «لیبرالیسم» تماما مربوط به موضوع مهاجرت، برابری تمام گروه‌های جامعه و سیاست جنسیتی است. بلکه او هدفی اشتباه را برای ادعای خود برگزیده. براساس شواهد، مکتبی که بیش از همه در غرب با تهدید مواجه است، «محافظه‌کاری» است. نیاز نیست شما یک محافظه‌کار باشید تا متوجه شوید که این مکتب با چالش مواجه شده است. 
در نظام‌های دوحزبی، شبیه آنچه در آمریکا و به‌طور گسترده‌تر در بریتانیا وجود دارد، حزب راست در راس قدرت است، اما تنها به واسطه خلاص شدن از ارزش‌هایی که با آنها تعریف می‌شود. در نظام‌های چندحزبی، حزب راست میانه‌ در کشورهایی نظیر آلمان و اسپانیا‌ در موضع ضعف قرار دارد، یا در کشورهایی نظیر فرانسه و ایتالیا، به کل خلع قدرت شده است. در سایر جاها همچون مجارستان، که سنت‌های دموکراتیک کوتاه‌تری وجود دارد، حزب راست‌گرایان بدون اینکه حتی گزینه محافظه‌کاری را انتخاب کند، به پوپولیست گرایش پیدا کرده است. 
فیلسوف برجسته مایکل اوکشات بهترین تعریف را از آن داشته است: «برای اینکه محافظه‌کار باشید... نیاز است تا شما شناخته‌ها را به ناشناخته‌ها ترجیح دهید، تجربه‌شده را به تجربه‌نشده ترجیح دهید...» همانند لیبرالیسم کلاسیک، محافظه‌کاری یکی از فرزندان روشنفکری است. لیبرال‌‌ها می‌گویند نظم اجتماعی به مجرد اینکه افراد به‌طور آزادانه عمل می‌کنند ظهور می‌کند، درحالی‌که محافظه‌کاری معتقد است ابتدا نظم اجتماعی وجود دارد که شرایط را برای آزادی مهیا می‌سازد. این شبیه اداره یک خانواده، کلیسا، سنت‌ها و انجمن‌ها برای کنترل تغییرات است.  با این حال حزب‌های راست جدید دست رد به سینه محافظه‌کاری می‌زنند. 
بر مسندنشستگان ناراحت، ناراضی، ناامید و مخالف اصلاحات اجتماعی هستند. آنها به جهان نگاه می‌کنند و آن را به‌گونه‌ای می‌بینند که یک‌بار ترامپ آن را «کشتارگاه» نامیده بود. البته تفاوت میان دو دیدگاه حزب راست جدید و محافظه‌کاری، به این معنی نیست که حق تماما با حزب راست جدید است. حداقل در بریتانیا و آمریکا گروه‌های جمعیتی عمدتا با آنها مخالفند. 
رای‌دهندگان آنها عمدتا سفید و سالخورده هستند و دانشگاهیان خارج از پایگاه حزب راست محسوب می‌شوند. براساس نظرسنجی که سال گذشته مرکز تحقیقاتی «پیو» انجام داد، ۵۹ درصد از رای‌دهندگان نسل جدید آمریکا یا دموکرات بودند یا تمایل به این حزب داشتند، درحالی‌که تنها ۳۲ درصد از مشارکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند از حزب جمهوری‌خواه حمایت می‌کنند. در این رابطه محافظه‌کاران در بهترین حالت خود می‌توانند اثرگذاری باثبات خود را حفظ کنند، ادعایی که منطقی و عقلانی به نظر می‌رسد، چراکه ارزش‌های این مکتب شایستگی لازم دارند و عجولانه نیستند. روزهای آنها به سر آمده است و راست‌گرایان موقعیتی متزلزل دارند، وضعیتی که بسیار خطرناک است.

دنیای اقتصاد 
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها