جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸ - December 06 2019
کد خبر: 48041
تاریخ انتشار: 29 خرداد 1398 17:47
خبر تیر اندازی در محوطه تئاترشهر را که شنیدم نه به صدر نشستن قدر هنرمند از نگاه سعدی یادم آمد و نه انتخابات بی رونق کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی که به اندازه کمیسیون امنیت ملی یا انرژی خواهان نداشت و این یعنی تئاتر ضرورت نیست چیزی که پیتر شومان معتقد به نان تشبیه اش کرد
روح الله صالحی در يادداشتي نوشت:  تئاتر شهر از نماد فرهنگی ،هویتی شهر تهران خارج شده است و جنبه ملی دارد اما آیا خود تئاتر هم همین است؟

مهندس علی سردار افخمی فکرش را نمی کرد ساختمانی که با الهام از برج طغرل طراحی کرده است روزگاری باید تن و بدنش بلرزد از جولان تیغ ها و یادگاری ها، آرابی اونسیان که در سال 1350 نمایش باغ آلبالو نوشته آنتوان چخوف را به عنوان افتتاحیه به روی صحنه برد، فکرش را نمی کرد روزگاری این گرد محجور قلب تپنده آرزوی هنرمندان شهرستان شود اما در خود پایتخت...

سرنخ مشکلات کنونی مجموعه ی تئاتر شهر از نگاه و طراحی اولیه است که نوعی باغ ایرانی را در هم زیستی ساختمان با پارک دانش جو دیده است و حالا شهرداری یک سوی ماجراست و مرکز هنرهای نمایشی سوی دیگر...

این که تئاتر با نفس و ارتباط تماشاگر زنده است جزو بدیهات تعریف این هنر محسوب می شود که بر پایه ارتباط انسانی استوار می باشد و پلان دایره ای مجموعه تئاتر شهر که برگرفته از تماشاخانه های ایرانی است و بر این باور بوده اند که بدون حصار مردم بیشتر جذب این هنر می شوند.
این نگرش شاید برخواسته از موقعیت زمانی بوده باشد اما امروز خلاف این را دارد تماشا می کند.

نگرانی ها از زمان احداث ایستگاه ولیعصر.عج. مترو شروع شد و نشست ساختمان و لرزش ها که انبوه بیانیه و تجمعات هم نتوانست نگرانی را بکاهد و در پاسخ شنیده شد که هدف دسترسی آسان مخاطبان به مجموعه سالن های نمایش مستقر در تئاتر شهر است و این استدلال را وقتی کنار فاصله ی مکانی ایستگاه مترو تا پایانه جنوب می گذاریم هیچ پاسخی دریافت نمی کنیم به جز تصویر مسافرانی که مجبورند انبوه ساک و چمدان شان را به دوش بکشند کسی به فکر سهولت شان نبوده و نیست.

سرقت دست گیره های درب اصلی زنگ خطر را به صدا درآورد که ضرورت نصب حصار و محوطه سازی فرار رسیده است.

مدیران متعددی به وقت سکان داری مجموعه ی تئاتر شهر از عدم امکان حراست در طول شبانه روز به عنوان دغدغه ای مهم یاد که عزم جدی می طلبد و حالا مدیران تئاتر کشور نگران تر از گذشته به تماشا ایستاده اند از شهرام کرمی و دکتر اسدی و اتابک نادری و... چه می توان خواست که اتفاق جای دیگری رقم باید بخورد.

محوطه سازی تأثیری بر عدم استقبال یا هیجان تماشاگران نمی گذارد، بهانه ای که از سوی مدیران شهری پیش کشیده شده است و تنها ساختمانی که نماد فرهنگی پایتخت است و جزو ابنیه مهم کشور تن پوشیده از کاشی و آجر در زیر انبوه یادگاری ها شبیه توله خرس زخمی شود و ... دریغ از یک برنامه مراقبتی ساده...

چند سال پیش یک پل در آمریکا فرو ریخت،علم سازه می گفت همه چیز سر جایش است. اما علم رفتارشناسی می گفت یک چیز سر جایش نبود fatigue یا خستگی سازه...

 فتیگ، خستگی سازه در اثر بارگذاری متناوب خوانده می شود. این متناوب بودن جایی از توان سازه بیرون خواهد زد و یک باره پل از خستگی زیاد فرو می نشیند.

فضای گلخانه ای هم به این فَتیگ دامن می زند.اصطلاحا"به رابطه گلچین شده افراد فضای گلخانه ای می گویند.در گلخانه ها نور و دما و محیط به شدت کنترل می شود. در دوستی ها اگر همه به به گویان ماست یعنی ما به سمت بهتر شدن نمی رویم.

این نگرش به تئاتر خطرناک است، یک روز می شود توقیف نمایش روز عقیم یک روز می شود نا امنی اطراف ساختمان تئاتر شهر،روز دیگر سرقت از دفتر ایران تئاتر و بغض عبدالعلی زاده سردبیر ایران تئاتر، کافیست یک بار از خود بپرسیم این خشونت مستتر در رفتار امروز ما ناشی از کم کاری و کم گذاشتن در کجاست?
تئاتر شهر،جایی از خستگی خودش را خواهد تکاند و آن هایی خواهند افتاد که ریشه گلخانه یشان تاب باد و باران را ندارد و تمرین نکرده اند که شبیه درخت گز و بلوط ریشه در عمق خاک داشته باشند

فَتیگ حتمی است به شرطی که ما این متناوب بودن را کنترل کنیم و گاهی بگذاریم ساعتی کسی از کنار این ساختمان نگذرد،تیغی نکشد،یادگاری ننویسد و...شاید دمی چرتی بزند و قبراق پذیرای تماشاگران خلاقیت ها باشد
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: