چهارشنبه ۰۲ مرداد ۱۳۹۸ - July 24 2019
کد خبر: 47536
تاریخ انتشار: 25 ارديبهشت 1398 13:18
نرگس زندی روان/ پژوهشگر علوم اجتماعی و دکترای علوم کتابداری و اطلاع رسانی
به گزارش راه امروز: نرگس زندی روان پژوهشگر علوم اجتماعی و دکترای علوم کتابداری و اطلاع رسانی در تحليلي با عنوان «ملاقات پارسا پیروزفر با منفعتگرایی» نوشت: 


آدم خواري يك روايت واقعي 
تابستان 1884 چهار انگلیسی در قایق نجات کوچکی در اقیانوس اطلس جنوبی در فاصله هزار مایلی از خشکی سرگردان شدند. کشتی آنها در توفان غرق شده بود. ناخدای کشتی، دستیار اولش، یک ملوان و یک پادوی هفده ساله بازماندگان از کشتی غرق شده در قایق نجات، بدون آب آشامیدنی و فقط با دو قوطی کنسرو سبزیجات به امید عبور کشتی از نزدیکیشان، نگاهشان رو به افق بود. چهار سرنشین با جیرهای از کنسرو سبزیجات و لاکپشتی که از دریا شکار کرده بودند هفت روز را سپری کردند، اما روز هشتم گرسنه ماندند. پادو جوان حرف گوش نکرده بود و آب دریا را خورده بود، حالش بد بود. روز نهم ناخدا پیشنهاد قرعه کشی داد تا ببینند کدامشان باید بمیرد تا دیگران زنده بمانند. ملوان نپذیرفت. روز دهم ناخدا به ملوان گفت رویش را برگرداند و به دستیار اولش گفت باید پادو را بکشیم. با چاقوی جیبیاش شاهرگ گردن پادوی نگونبخت را زد. ملوان نیز مخالفتش را کنار گذاشت و هر سه به مدت چهار روز از گوشت و خون قربانی سهمیه گرفتند، زنده ماندند، تا کمک رسید. ناخدا در خاطراتش نوشت: «داشتیم صبحانه میخوردیم که سر و کله یک کشتی پیدا شد.» کار هر سه نجات یافته در انگلستان به دادگاه کشید. هیچکدام منکر نشدند که پادوی جوان را کشته و خوردهاند، ولی مدعی شدند اگر هیچکس کشته و خورده نمیشد، احتمالا هر چهار نفر می مردند. به عبارتی ضرورت داشت که یک نفر کشته شود تا سه نفر زنده بمانند. منطقی ترین انتخاب هم پادوی هفده ساله بود که به واسطه نوشیدن آب دریا حال خوشی نداشت و خودش داشت میمرد (1).  

آدمکشی یک روایت نمایشی 
مردم شهر از میلیاردر معروف کلارا، که بزرگ شده همان شهر است در ایستگاه راه آهن استقبال می کنند. شهر وضعیت اقتصادی وخیمی دارد، صنایع مختلف متروکه و ورشکسته اند، حتی سرمایه های فرهنگی شهر به موزه دیگر کشورها برای برآوردن برخی نیازهای اولیه شهر فروخته شده است. مردم در بیکاری و فقرند اما امیدوار که کلارای میلیاردر سروسامانی به وضعیت شهر زادگاهش بدهد. کلارا اعلام می کند که نیاز مالی شهر و همچنین مردم را در ازای برآورده شدن شرطی برطرف خواهد کرد. شرط او این است که مردم شهر، آلفرد معشوق قدیمیاش را که در جوانی، او را باردار کرده و با آوردن شاهدان دروغین به دادگاه از پذیرش مسؤولیت در برابر او سر باز زده بود، به قتل برسانند. از منظر کلارا این شرط، خریدن عدالت برای دختر نوجوان و بی پناهی بود که سال ها پیش در همین شهر با رأی مبتنی بر شهادت دروغ در حق او ظلم شد و این ظلم مسیر زندگی او را به سوی روسپیخانه ها، فقر و مرگ نوزادی که در شکم داشت کشاند. ابتدا مردم شهر با این شرط مخالفت کردند ولی در فاصله کوتاهی قضایا تغییر کرد (2). 

«ملاقات بانوی سالخورده»، نمایشنامه ای تراژدی - کمدی سال 1956 به قلم فردریش دورنمات، با همین نام در سال های 1351 و 1386 به کارگردانی حمید سمندریان، در 1393 به کارگردانی هادی حجازیفر و با نام «ملاقات» در پایان 1397 به کارگردانی پارسا پیروزفر بر صحنه نمایش رفت. این نمایش علاوه بر پرداختن به مسائل اجتماعی متعدد همچون نوع نگاه به حقوق زنان، شرایط طرح دعوی، همبستگی اجتماعی، کالایی شدن جسم انسان (که برای هر دو شخصیت اصلی نمایش، کلارا و آلفرد قابل خرید و فروش است) و دموکراسی در شکلی بدلی (اتکا به اخذ رأی برای کشتن یک انسان)؛ از عدالت تعریفی بر مبنای نظریه منفعتگرایی و نتایجی که به بار می آورد به جامعه ارائه می کند. 

منفعتگرایی یک روایت فلسفی

جرمی بنتم (1748-1832) عالم فلسفه اخلاق و حقوقدان انگلیسی، واضع نظریه منفعتگرایی، معتقد است، عالی ترین اصل اخلاق ایجاد بیشترین خشنودی است. کار درست کاری است که بیشترین منفعت را عاید بیشترین افراد جامعه کند و منفعت آن چیزی است که لذت و خوشی بدهد و مانع درد و رنج شود (1). 

به نظر می رسد، دادگاهی که در سال 1884 سه نفر انگلیسی متهم به آدمخواری را مجرم قلمداد کرد، به نظریه منفعتگرایی جرمی بنتم اعتقادی نداشت. در مقابل، فردریش دورنمات با تیزهوشی نتایج ناشی از اعتقاد به منفعتگرایی را در نمایش «ملاقات با بانوی سالخورده» پیش روی ما می گذارد. تنظیم تعاملات انسانی بر مبنای بیشترین منفعت، در یک زمان منجر به مجرم قلمداد کردن دختر نوجوانی می شود که پس از صدور رأی دادگاه، دیگر پناهی در شهر زادگاهش ندارد و حتی ضعیفترین حقوق متعلق به یک مجرم هم از او دریغ می شود و در زمانی دیگر بر مبنای همین اصل بیشترین منفعت، او را از هر اشتباهی مبرا و فرد مقابل او را فاقد هر گونه شخصیت و منش انسانی- اخلاقی و مستحق مجازات مرگ میداند. بر این اساس تمام اهداف جامعه بشری همچون عدالت گستری، برخورداری از حقوق برابر و دموکراسی از منزلت هدف جامعه به جایگاه ابزاری برای محاسبه بیشترین منفعت و روش رسیدن به آن سقوط میکند. در محاسبه منفعت آنچه از نظر دور میماند نحوه ارزش گذاری یا بهتر بگویم قیمت گذاری بر اصول اخلاقی و مسؤولیت پذیری تک تک افراد جامعه نسبت به این اصول و نسبت به یکدیگر است. جامعه ای که در تأمین منفعت یکی از شهروندان، با محافظه کاری شهادت دروغ شاهدان فاقد صلاحیت را می پذیرد، حقوق اولیه متهم و سپس مجرم را در برخورداری از حقوق شهروندی و امکان ادامه زندگی عادی ایفاد نمی کند، در زمانی دیگر در محاسبات مبتنی بر منفعت، دستاش به قتل شهروندی دیگر آلوده می شود. در تمام این دوره ها بیانیه های پر طمطراق در تمجید از عدالتخواهی برای شهروندان و سرسپردگی برای بسط عدالت، تقویت همبستگی اجتماعی، احترام به تفکر جمعی و والاتر از همه اینها، دموکراسی خوانده می شود. اعتقادات مذهبی و تعهدات قانونی نیز بر اساس محاسبه منفعت قابل تفسیر به رأی است و شهروندان در این زمینه با مسأله ای در خصوص ندای وجدان مواجه نیستند، چراکه رهبران مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعه تمام این رخدادهای متناقض را تبیین، تأیید، همراهی و اجرا می کنند.
برای جامعه ای که مناسبات و تعاملات انسانی را بر مبنای نظریه منفعت گرایی تنظیم میکند اجرای دوباره نمایشنامه ملاقات به کارگردانی پارسا پیروزفر نه تنها خالی از لطف نبود بلکه ضروری می نمود. نگارنده با آنکه این نمایش را به کارگردانی هادی حجازی فر دیده بود تماشای نسخه اخیر آن را نیز از دست نداد. به نظر می رسد، در لحظات متعددی از نمایش، وضعیت کنونی جامعه خودمان روی صحنه در حال عبور است.  کمترین مسؤولیت پذیری افراد جامعه نسبت به یکدیگر، کمترین انسجام و همبستگی اجتماعی، بیشترین میزان تبانی، ظاهرسازی های مذهبی و قانونی، تفسیر به رأی بدیهی ترین اصول اخلاقی با نتایج مختلف در دوره های مختلف، بی پناهی افراد جامعه در برابر جامعه ای بیرحم و فاسد و در نهایت مرگ انسانیت، دستاوردهای اعتقاد به منفعتگرایی است که پارسا پیروزفر آن را در پیش چشمان ما بر صحنه آورد. باشد که ببینیم، بیاندیشیم و تغییر کنیم.  

سندل، مایکل (1394) عدالت کار درست کدام است. ترجمه حسن افشار. تهران: نشر مرکز.


نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها