يکشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۷ - July 22 2018
کد خبر: 43167
تاریخ انتشار: 07 تير 1397 22:25
از نظر ترامپ، اقتصاد پاشنه آشيل ايران است که با وخيم شدن اوضاع اقتصادي هم اميد به تشديد شورشهاي داخلي جهت بهم ريختن اوضاع داخلي ايران دارند. اگر جناح هاي سياسي به جاي دامن زدن به اختلافات داخلي جاري و متهم کردن و توهين و تهمت به يکديگر، براي انسجام و وحدت داخلي اقدام نکنند، ترامپ بدون توسل به جنگ ، به اهداف خود درمورد ايران خواهد رسيد.
رسالت نوشت: سيدحسين موسويان در سال هاي 1364 تا  1369 تحريريه رسالت همكاري مي كرد. قديمي ها 
اين را مي دانند. از همين رو با وجود مشغله زياد وقتي پيشنهاد مي كنم مصاحبه اي با رسالت داشته باشد مي پذيرد و مي گويد به دوستان رسالت سلام برسانيد. نام موسويان اما با كار ديپلماتيك و بيشتر از همه با مذاكرات هسته اي پيوند خورده است. او عضو تيم مذاكره كننده هسته اي ما در دوره اصلاحات بود و بعد از مشكلاتي كه مدتي براي وي به وجود آمد، حالا از معدود چهره هايي است كه در جامعه دانشگاهي آمريكا سخنگوي غير رسمي دستگاه ديپلماتيك كشور محسوب مي شود. گفتگوي رسالت با موسويان بر سر وضعيت برجام پس از خروج آمريكا بود و تلاش كرديم بخشي از پرسش هاي شما را از اين ديپلمات كهنه كار بپرسيم. 

بعد از خروج ترامپ از برجام اين سوال در ذهن بسياري از دانشجويان و اساتيد روابط بين الملل پيش آمد كه آيا هرآنچه درباره حقوق بين الملل يا تئوري هاي علوم سياسي و روابط بين الملل خوانده اند، به همين راحتي قابل نقض است؟
درتمام معاهدات وتوافقات بين المللي، حق خروج براي اعضاء وجود دارد. ايران همين فردا مي تواند از معاهده «ان پي تي» هم خارج شود. ترامپ تنها از برجام خارج نشده بلکه آمريکا از نفتا، توافق پاريس، توافق همکاري‌هاي اقتصادي اقيانوس آرام هم خارج شده و مقررات بين‌المللي مهم ديگري را نيززير پا گذاشته است. ايراد از برجام يا ساير اين توافقات و معاهدات چند جانبه يا بين المللي نيست، ايراد صرفا به سياست هاي ترامپ مربوط مي شد و لذا جناح هاي سياسي داخلي نبايد اشکالات ترامپ را بر سرکشورخودشان کوبيده و نبايد کشور خودشان را درمورد برجام تحقير و دستاوردهاي تاريخي ديپلماتيک کشوررا لجن مال کنند. 
منتهي خروج آمريکا از برجام کار راحت و کم هزينه اي براي آمريکا نبوده است. خروج يک جانبه حداقل تبعات پنجگانه زير را براي آمريکا داشته است:
اول: اعتبار بين المللي آمريکا را خدشه دار کرد،دوم: يکپارچگي در شوراي امنيت سازمان ملل عليه آمريکا ايجاد کرد به طوري که چهار قدرت عضو دائم شوراي امنيت درحمايت از برجام درمقابل آمريکا ايستاده اند.سوم: يکپارچگي در جامعه جهاني عليه آمريکا ايجاد شد زيرابجز دوسه کشور، جامعه جهاني به اتفاق از برجام حمايت نموده که موجب انزواي بين الملل آمريکا دراين مورد شده است. چهارم:اختلاف قابل توجه بين اروپا و آمريکا موجب شکاف بزرگي در جهان غرب شده است، پنجم: دردوئل سياسي 40 ساله آمريکا و ايران، شايد بتوان گفت اين اولين بار است که ايران توانسته آمريکا را درصحنه بين المللي راجع به يک موضوع مورد اختلاف، منزوي کند. برخي در خارج يا داخل ايران اينگونه تحليل مي كردند 
كه اگر ترامپ برجام را نقض كند ديگر كسي به آمريكا و توافقات با آمريكا در دنيا توجهي نمي كند. اين اتفاق عملا نيفتاده و آمريكايي ها كمافي السابق قراردادهاي تجاري و سياسي خود را با كشورهاي ديگر منعقد مي كنند كه آخرين آنها توافق كره شمالي و آمريكاست. اين تحليل ما ريشه در كجا داشت؟
 اين نهايت ساده انديشي است که کسي تصور کند ساير کشورها بخاطر خروج آمريکا از برجام، ازعقد قراردادهاي اقتصادي با اين کشور خودداري کنند. هرکشوري به منافع ملي و اقتصادي خودش مي انديشد. آمريکا هم اقتصاد اول جهان را دارد و هم نقش کليدي در اقتصاد ساير قدرتهاي جهاني ايفاء مي کند. واقعيت اين است هرکشوري اگر بين ايران و آمريکا مجبور به انتخاب شود، آمريکا را انتخاب مي کند مگر کشور يا کشورهايي که از روابط عادي با آمريکا نااميد باشند. اما کره شمالي بعد از شصت سال که براي مذاکره مستقيم با آمريکا تلاش کرده بود، خروج ترامپ از برجام را يک فرصت طلايي يافت و درک کرد که ترامپ نياز فوري به يک پيروزي در صحنه بين المللي دارد و وقت امتياز گرفتن از ترامپ است. لذا کره شمالي از اين واقعه به عنوان يک فرصت استفاده کرد. 
اروپايي ها با چه مكانيزمي مي توانند در مقابل تصميم اخير ترامپ مقاومت كنند؟در بلند مدت فكر مي كنيد ترامپ توانايي ادامه اين روند را داشته باشد؟    رهبر معظم انقلاب بعد از نقض برجام توسط ترامپ شروطي را براي ادامه برجام براي طرف اروپايي مطرح كردند. تاكنون چه پالس هايي از طرف اروپايي ها براي رعايت اين شروط ديده ايد؟
واقعيت اين است که اروپا در حد توان و ظرفيت خود مي تواند درمقابل آمريکا بايستد. اروپا صدها ميليارد دلار روابط اقتصادي و تجاري با آمريکا دارد که شغل دهها ميليون تبعه اروپا به آن بستگي دارد ضمن اينکه همه عضو پيمان نظامي- سياسي-امنيتي ناتو هستند که آمريکا نقش اصلي را درحفظ اين پيمان دارد. لذا مي توان از اروپا توقع داشت که از حداکثر توان خود استفاده کند. اروپا درسطح سياسي از برجام کامل دفاع کامل خواهد کرد اما در مورد روابط اقتصادي  قادر به اجراي کامل تعهدات اقتصادي در قالب برجام نيست. دونکته درمورد حداکثر توان اروپا در بخش اقتصادي: اول: روابط مالي و بانکي: بيش از هشتاد درصد تبادلات جهان با دلار است. اگر اروپا بتوانديک مسيري براي تبادلات اقتصادي به يورو با ايران ساماندهي، درعمل هم عملياتي نموده و دسترسي بانک هاي ايران به سوئيفت را تامين کند،اين حداکثر توان اروپادر بخش مالي است. دوم: همکاريهاي صنعتي، تکنولوژيک و تجاري: شرکتهاي بزرگ اروپايي حتي درصورت تضمين اتحاديه اروپا، ريسک همکاري اقتصادي با ايران را نخواهند پذيرفت چون اولا: مستقل از دولت هايشان عمل مي کنند و ثانيا: مقايسه حجم کار آنها با آمريکا و ايران مثل مقايسه فيل و فنجان است. با درک اين واقعيت حداکثر توان اروپا اين است که بتواند چارچوبي را براي همکاري شرکتهاي کوچک و متوسط اروپا با ايران درست کند، آن هم شرکتهايي که با آمريکا کار نمي کنند. سوم: بهتراست ايران حفظ برجام را درقالب يک تصميم مشترک چندجانبه بين المللي با چين و اروپا و روسيه و هند و چندکشورتاثير گذار ديگر دنبال کند تا اينکه صرفا به اروپا اکتفا کند.
اگر بخواهيد نگاه تاريخي به افزايش بي سابقه تنش هاي ايران و آمريكا داشته باشيد، اين اتفاقات را با كدام مقطع در تاريخ روابط بين الملل مي توانيد مقايسه كنيد؟
در دوران جنگ تحميلي، در مقطعي آمريکا با حمله به تاسيسات نظامي و حتي هواپيماي مسافربري ايران، عملا وارد جنگ با ايران شد. از اين مورد که بگذريم، دوران ترامپ پرتنش ترين دوران روابط آمريکا با ايران خواهد بود مگر اينکه دريکي دوسال آينده تحولات غير منتظره اي رخ دهد. 
در داخل ايران برخي معتقد به دور شدن فضاي جنگ با برجام بودند و حالا به نظر مي رسد سايه تنش با نقض برجام بيش از هميشه باشد. اينطور فكر نمي كنيد؟
جان کري وزير خارجه سابق آمريکا چند بار رسما اعلام کرد که مقامات عربستان و قطر و مصر در هر ملاقات با دولت اوباما، خواهان حمله نظامي آمريکا به ايران بودند و هيچ يک از کشورهاي مذکور هم حرف جان کري  را تکذيب نکردند. لذا در اين مورد نبايد شک کرد. منتها در آن مقطع اوباما نه تنها زير بار حمله نظامي نرفت بلکه توافق هسته اي با ايران را هم عليرغم ميل اسرائيل و آن چند کشور عربي به پيش برد. اکنون با آمدن ترامپ ورق کاملا برگشته و مجدد تل آويو، رياض و ابوظبي فعاليتهاي خود جهت نابودي برجام و فراهم ساختن شرايط حمله نظامي آمريکا به ايران را دنبال مي کنند. من معتقدم که ترامپ ضمن اينکه نابودي برجام و حداکثر فشار اقتصادي را در دستور کارش دارد، امادنبال حمله نظامي آمريکا به ايران نيست.از نظر ترامپ، اقتصاد پاشنه آشيل ايران است که با وخيم شدن اوضاع اقتصادي هم اميد به تشديد شورشهاي داخلي جهت بهم ريختن اوضاع داخلي ايران دارند. اگر جناح هاي سياسي به جاي دامن زدن به اختلافات داخلي جاري و متهم کردن و توهين و تهمت به يکديگر، براي انسجام و وحدت داخلي اقدام نکنند، ترامپ بدون توسل به جنگ ، به اهداف خود درمورد ايران خواهد رسيد. 

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: