دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷ - July 16 2018
کد خبر: 42314
تاریخ انتشار: 24 ارديبهشت 1397 11:38
جمال خندان‌کوچکی . مدرس حقوق بین‌الملل
برخی صاحب‌نظران داخلی و خارجی عرصه سیاست در چند روز اخیر تأکید کرده‌اند: هدف غایی ترامپ در خروج از «برجام» صرفا تغییر حکومت ایران زیر فشارهای ناشی از تحریم یک‌جانبه آمریکاست. اما چنانچه ترامپ فقط برای تغییر حکومت در ایران به هتک حیثیت آمریکا در خروج یک‌طرفه از برجام که پشتوانه تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد را دارد، تن داده است، اگر این فرضیه را بپذیریم، چرا ترامپ به استفاده  یا بهتر بگوییم به سوءاستفاده از سیستم موسوم به «ماشه» پیش‌بینی‌شده در متن برجام تمسک پیدا نکرد؟ همان سیستمی که مطابق آن: هریک از اعضای دائم شورای امنیت و ازجمله آمریکا به هر بهانه درست یا نادرستی درخصوص اقدامات هسته‌ای ایران (مانند بهانه موشک‌های بالستیک و...) این فرصت را دارند که برجام را به‌طور کلی منتفی کرده و تمامی تحریم‌های پیشین شورای امنیت درخصوص ایران را بازگردانند.1 مطمئنا بازگشت تحریم‌های پیشین و فراگیر شورای امنیت آزاردهنده‌تر از تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا خواهد بود درحالی‌که آمریکا علاوه بر عدم استفاده از این سیستم حائز اهمیت، با خروج از برجام در واقع حق استفاده از این سیستم را نیز از خود سلب کرد؛ سیستمی که معلوم نبود ترامپ در آینده ولو به زور رژیم اسرائیل مجبور به استفاده از آن نمی‌شد. 

با این توصیف به نظر می‌رسد ترامپ که کشور ایالات متحده آمریکا را به‌سان یک شرکت تجاری و خود را مدیرعامل و منتفع در سود و زیان آن شرکت می‌پندارد، هم‌اکنون با اِعمال تحریم‌های یک‌جانبه علیه ایران در حال برقراری یک تنش مستمر در منطقه خاورمیانه است تا برای مدتی طولانی از دولت‌های مرتجع منطقه که خود به‌عنوان گاوهای شیری از آنها یاد کرده است، متنعم شود. اما به اعتقاد نگارنده از همه مهم‌تر آن است؛ ترامپ که باوجود مخالفت هم‌پیمانان اروپایی خود از برجام خارج شده و همگان را در صورت تجارت با ایران به مجازات و جریمه تهدید کرده است، در واقع در یک بازی پیدا و پنهان و بزرگ‌تر از موضوع برجام، در حال محک‌زدن دیگر قدرت‌های بزرگ جهان و به‌ویژه اروپا است. پیام ترامپ به‌ویژه برای اروپا به‌عنوان هم‌پیمان استراتژیک آمریکا روشن است. دوران هم‌پیمانی سپری شده است، یا تبعیت بدون چون‌وچرا از سلطه و قدرت آمریکا  یا رویارویی با آمریکا. 

هرچند به نظر نمی‌رسد قدرت‌های بزرگ و به‌ویژه اروپا ولو در ظاهر به تبعیت بدون چون‌وچرا از سلطه آمریکا رضایت دهند چه اینکه اروپا به‌خوبی می‌داند چنانچه هم‌اکنون در این مهم ناتوان ظاهر شود، بازی آمریکا در خروج از برجام در واقع شروع دومینویی است که انتهای آن برای اروپا معلوم نیست. البته اظهارات اخیر برخی مقامات اروپایی و ازجمله وزیر دارایی فرانسه ظاهرا نشان از عزم اروپا در تن‌ندادن به این ذلت دارد، اما نکته حائز اهمیت این است که با توجه به خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی، آیا اروپا اصولا هماهنگی و در مرحله بعد، توان اقتصادی لازم برای مقابله با این سیاست خودکامگی آمریکا را دارد؟ مطمئنا نقش دیگر قدرت‌های بزرگ مانند چین و روسیه نیز در همراهی با اروپا در این مهم بسیار حائز اهمیت است؛ دولت‌هایی که با رأی مثبت به تصویب قطع‌نامه‌های پیشین شورای امنیت درخصوص تحریم ایران، بیشتر و پیش‌تر چشم به انجام معاملات ویژه انحصاری با ایران تحریم‌شده دوختند. اما ایران قاعدتا در مسیر مقابله دیگر قدرت‌های بزرگ با این سیاست شوم آمریکا، سنگ‌اندازی نخواهد کرد. 

1- یادداشت نگارنده دراین‌باره منتشره در روزنامه «شرق» مورخ 5/5/94
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: