دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷ - December 17 2018
کد خبر: 35207
تاریخ انتشار: 17 فروردين 1396 01:15
هوشيار رستمي
محمود احمدي‌نژاد روز گذشته با برگزاري يك نشست خبري بار ديگر رسما به صحنه سياسي بازگشت و نشان داد هنوز جذابيت بالايي براي رسانه‌ها دارد. اگرچه مثل هميشه حضور او در كنار خبرنگاران با بيان خاطره و شوخي گذشت اما حجم ميكروفون‌ها روي تريبون نشان مي‌داد كه براي داخلي‌ها و خارجي‌ها همچنان در قامت يك شخصيت تعيين‌كننده نقش ايفا مي‌كند. استقبال از اين نشست خبري در تحريريه‌ها نيز قابل توجه بود به نحوي كه همه روبه‌روي سيستم‌هايي كه با استفاده از ظرفيت شبكه‌هاي اجتماعي اين كنفرانس را پوشش مي‌دادند، گرد آمده بودند اما نكته مهمي در اين بين نهفته بود. همانطور كه احمدي‌نژاد به خاطر لحن و سخنان خاصش قدرت جذب دارد به همان ميزان هم توان تشويق به ريزش دارد. بين خبرنگاران معمولا واكنش‌ها با خنده‌هاي عصبي شروع مي‌شد و نهايتا هم به ترك محل منجر مي‌شد.

از اين حاشيه‌ها كه بگذريم سخنان رييس‌جمهور سابق اگرچه يك نوستالژي براي روزنامه‌نگاران بود اما همچنان خالي از هر داده واقعي يا حرف جدي بود. مثلا وي در پاسخ به يكي از خبرنگاران كه گفت زندگي من در دولت‌هاي شما نابود شد، گفت: در دولت من تعداد خودروها از 5 ميليون به 14 ميليون رسيد و ميليون‌ها واحد مسكوني ساخته شده و سپس نتيجه گرفته پس شما آنها را خريده‌ايد. اينكه خودرو بي‌كيفيت توليد شد و مسكن در بيابان عرضه شده به معناي افزايش كيفيت زندگي نيست. البته ادبيات اقتصادي احمدي‌نژاد همچنان كه قبلا در يادداشتي مطرح كرده‌ايم تفاوتي با ادبيات ديگر اصولگرايان مخالف ندارد. آنها نيز براي اينكه دولت را زيرسوال ببرند، پاي جيب مردم را وسط مي‌كشند. اين نگرش دست‌راستي‌هاي ايراني به اقتصاد در دنيا بي‌نظير است. به هيچ عنوان مباني اقتصاد و شاخص‌هاي پايه‌يي را به رسميت نمي‌شناسند و هر جا كه در راستاي منافع‌شان باشد چه دفاع از كارنامه خودي‌ها و چه انتقاد از غيرخودي‌ها به تفسيرهاي عجيب و غريب متوسل مي‌شوند.

هنوز اين ايراد اساسي در ايران وجود دارد كه اقتصاد را به عنوان علم به رسميت نمي‌شناسند و به همين علت تحليل‌ها نيز، رنگ و بوي مذاكرات راننده تاكسي و سرنشين گرفته، اتفاقي كه دور از شأن كنشگران سياسي است. اگر قرار است در مورد اقتصاد صحبت كنيم بايد اول بر سر يك رويكرد توافق كنيم و سپس براساس محورهاي منتج از آن، به مقايسه رسيد. باز بايد تاكيد كرد اين ادبيات مختص به احمدي‌نژاد و يارانش نيست بلكه يك اپيدمي بين افرادي است كه سوداي قدرت در سر دارند اما از ارائه برنامه و چارچوب فكري براي اداره اقتصاد عاجز هستند.  رييس‌جمهور سابق مي‌گفت هيچ دو نفري در دنيا پيدا نمي‌شوند كه مانند هم فكر كنند اما حداقل در اقتصاد افراد بي‌شماري وجود دارند كه نه تنها مثل يكديگر فكر مي‌كنند بلكه رسانه و قدرت نيز در اختيار دارند. اقتصاد ميدان بازي و بذله‌گويي نيست بلكه فضايي براي تفكر علمي و عمل خردگرايانه است كه بعيد است دايره شمول زيادي داشته باشد. مثلا يكي ‌لبخند مي‌زند و ديپلماسي را پيش مي‌برد و يكي هم مقتدر است و سياستش را برمبناي آن تنظيم مي‌كند و ممكن است هر دو موفق باشند اما چنين دوگانه‌هايي در اقتصاد يافت نمي‌شود. كشوري نيست كه نظام بانكي‌اش پيشرفته و كارآمد باشد و در عين حال استانداردها و رويه‌هايش اختلاف فاحشي با كشوري ديگر داشته باشد. «علم اقتصاد» تجميع تحقيقات، تجارب و آزمون و خطاهايي است كه در تمام دنيا حاصل شده و اگر قرار است تغيير مسيري ايجاد شود نهايتا به همه سرايت خواهد كرد به نحوي كه چين كمونيستي هم مي‌گويد براي تداوم رشد اقتصادي بايد به تحريك مصرف خصوصي روي آورد.

در هر صورت هر چه به انتخابات رياست‌جمهوري نزديك‌تر مي‌شويم هجمه‌ها به اقتصاد و روند موجود تندتر مي‌شود و نگراني‌ها هم جدي‌تر خواهند شد. نگراني از اينكه باز اقتصاد بيش از 4 سال با تفكري به‌روز اداره نشود و هرچه فرصت بهبود از دست مي‌رود ما زمان بيشتري را با اختراع مجدد چرخ از دست بدهيم. كاش روند رشد علم در جهان از حركت مي‌ايستاد و مي‌شد اصولي غيرقابل تغيير در داخل طراحي كرد كه اقتصاد ابزار برخي لجاجت‌هاي سياسي نشود و در مسيري معقول به پيش برود.

منبع: تعادل 

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: